ورود به خانقاه و سكونت دران ، رك . فرهنگ اشعار حافظ 1 / 93 - 99 .
ص 254 س 4 نخست پاى راست در پوشد : در پوشيدن يعنى پوشيدن و بتن كردن و درين جا بمعنى بپاى كردن پاپوش و پاى افزار است ؛ نيز رك . يادداشت پيشين و نوشتهء هجويرى درين باب .
ص 254 س 5 زاويه : در نسخههاى ن و پ : سجاده نوشته شده است . اگر زاويه درست باشد ، يعنى اطاقى در خانقاه و يا جايى مانند آن كه به خلوت و رياضت سالكان و فقرا اختصاص دارد و نيز جايى در خانقاه مختص جلوس شيخ و قطب ( فرهنگ فارسى دكتر محمد معين ) كه درين جا مورد اول منظورست .
ص 254 س 8 طامات : دعويها و سخنانى باشد گزافه مانند كه صوفيان گاه بر اثر وجد و حال بر زبان مىآوردهاند مانند ادعاى كرامت و كارهاى خارق عادت ؛ حافظ گفته است :
يكى از عقل مىلافد يكى طامات مىبافد * بيا كاين داوريها را به پيش داور اندازيم
( حافظ ، ديوان 258 )
براى اطلاع بيشتر رك . فرهنگ اشعار حافظ 422 - 424 .
ص 254 س 14 مربع نشستن : بمعنى چهار زانو نشستن است .
ص 254 س 15 خرقه دريدن : خرقه جامهء پشمينهء صوفيان بوده كه غالبا وصلهدار بوده است و پارهپاره بهم مىدوختهاند ( رك . ص 475 همين كتاب : « مرقعپوش » ) .
در ميان صوفيان اتفاق مىافتاده است كه در سماع بر اثر دست دادن وجد و حال و در عالم بيخودى و مجذوبى گاه خرقهدرى مىكردهاند بعلاوه طرح خرقه يعنى خرقه انداختن و خرقه بدرآوردن هم درين موارد بوقوع مىپيوسته است . خرقه دريدن را اگر به اختيار بوده است نمىپسنديدهاند و مىگفتهاند : « درين صورت هم دعوى حال است بىمعنى حال و هم اتلاف مال » ( مصباح الهداية 198 ) . براى اطلاع بيشتر از آراء گوناگون درين باب ، رك . فرهنگ اشعار حافظ 1 / 142 - 149 .
در چاپهاى ليوى ، امين عبد المجيد بدوى « خرقه ندوزد » نوشتهاند .
ص 255 س 1 رستى : ضبط اين كلمه در نسخهها با هم متفاوتست ؛ در چاپهاى نفيسى ، روبن ليوى و امين عبد المجيد بدوى « زشتى » است ولى در چاپ هدايت ، مانند نسخهء اساس ؛ « رستى » ضبط شده . رستى بضم اول بمعنى رزق و روزى و نان و حلوا و ماحضر و خوردنى اندك هم هست ( برهان قاطع ) . نظامى گفته است :
چون تو كريمان كه تماشا كنند * رستى تنها نه به تنها كنند
از پس آن خوان كه رطب خوردهاى * از پى مازله چه آوردهاى ؟
( فرهنگ شعورى 2 / ورق 27 ، فرهنگ جهانگيرى و گنجينهء گنجوى 72 )