يعنى « نخواستم » در غالب نسخهها بىنقطه و ناخواناست . صورتى كه در متن نوشته شده عين ضبط نسخهء اساس است اما در چاپ نفيسى : « نخواستم كه رسى كنم » و در چاپ ليوى و امين عبد المجيد بدوى : « نخواستم كه زشتى كنم » نوشته شده است :
آقاى سعيد نفيسى در توضيح جملهء « نخواستم كه رسى كنم » نوشتهاند : « رس :
پرخوار و شكمخوار ، رسى كردن : شكم خوارى كردن » ( منتخب قابوسنامه 312 / 3 ح ) . ضبط « نخواستم » درست است و رست در لهجهء بشرويه معنى پنهان ميدهد و رستى كردن يعنى پنهان كردن ( فروزانفر ) .
ص 258 س 3 از بر : يعنى بر فراز ، بالاى :
يكى آتشى بر شده تابناك * ميان باد و آب از بر تيره خاك
( فردوسى ، فرهنگ فارسى )
ص 258 س 7 ايشيت : بمعنى « چيستى » است .
ص 258 س 8 لميّت : بمعنى چرايى مأخوذ از لم - چرا ؟ : « لميت علت طلب كردن است و خداى تعالى معلول نيست » ( شرح تعرف 2 / 102 ، بنقل از يّت مصدرى 14 ) ؛ « حد درست آن بود كه دليلى كند بر ماهيت چيز و لميت يعنى بر علت او » ( ترجمهء رسالهء نفس ارسطوطاليس از باب افضل ص 2 ، بنقل از يّت مصدرى 23 ) .
ص 258 س 17 شناس : بمعنى « شناخت » است : « حد : . . . شناس هر چيز » ( مقدمة الادب 1 / 484 ) .
ص 261 س 7 قفا : قفا خوردن بمعنى پس گردنى خوردن است و ظاهرا قفا درين مورد بدين معنى است يعنى : پس گردنى .
ص 261 س 8
فَخُذْ ما آتَيْتُكَ وَ كُنْ مِنَ الشَّاكِرِينَ
: قرآن ، سورهء اعراف ( 7 ) آيهء 141 يعنى :
[ اى موسى ] آنچه را كه به تو فرستادم فراگير و از شكر گزاران باش .
ص 261 س 18 حكايت چنان كه شنيدم كه شيخ الشيوخ شبلى . . . : مضمون اين حكايت را عطار در الهىنامه به اين صورت آورده است :
بزرگى بر يكى مكتب گذر كرد * مگر ناگه به دو كودك نظر كرد
يكى را پيش نان و نان خورش بود * يكى را نان تنها پرورش بود
مگر آن يك از ان يك نان خورش خواست * كه كارش مىنشد بىنان خورش راست
دگر يك گفت اگر باشى سگ من * كه همچون سگ زنى تگ بر تگ من
بيا بىنان خورش از من و گر نه * ترا بس نان تنها و دگر نه
چو راضى گشت آن كودك بدان كار * دوان شد همچو سگ در ره به رفتار
نهادش رشته بر گردن كه سگ باش * به بانگ سگ در آى و تيزتگ باش