تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قابوس نامه ( فارسى ) — صفحة 482

مساهمون:

ص٤٨٢
( ص 443 ) خوارزمى و عراقى را مربوط به روش حنفى و شافعى معنى كرده است ؛ نظر استاد همايى نيز چنين است . ص 256 س 13 - 14 خرقهء ايشان آنكه نصيب وى رسد حرمت دارد : خرقه‌اى كه در سماع مىافگنده يا مىدريده‌اند در نزد صوفيان محترم و گرامى بوده است و پاره‌هاى آن را ميان خود تقسيم مىكرده‌اند . در باب اين كه آيا خرقهء افگنده بايد به قوال داده شود يا ميان صوفيان تقسيم گردد و يا دربارهء آن مطابق دستور پير رفتار شود بحثها شده است ( رك . فرهنگ اشعار حافظ : « خرقه درى » 1 / 142 149 ) . ص 257 س 5 گران جانى : گران جان بودن است و گران‌جان ، به كسى گويند كه تحمل معاشرت و مصاحبت او دشوار و ناگوار باشد ؛ سعدى گفته است :
حريف گران جان ناسازگار * چو خواهد شدن دست پيشش مدار
( فرهنگ نظام ) نيز رك . ص 315 همين كتاب : « گران‌جانان » . ص 257 س 5 چنين كس را پاى افزار نهند : در چاپ ليوى و امين عبد المجيد بدوى چنين است : « پاى افزار خوانند تا برود » با توجه به ضبط اخير معنى نسخهء اساس يعنى روانه‌اش مىكنند . اما صورت « پاى افزار خوانند » را نوعى ديگر معنى كرده‌اند . آ . كرى در ترجمهء فرانسوى قابوسنامه اين قسمت را از روى ترجمهء تركى برگردانده است و نوشته است : . . . ترشرويى با پاى افزار مقايسه شده است ( ص 444 ) و در مقام توضيح افزوده : يعنى كه بايد خلق بد و ترشرويى را ، همانطور كه كفش را جلو در از پاى بيرون مىآورند و بجاى مىنهند ، رها كرد ( ص 451 / 43 ح ) آقاى سعيد نفيسى در معنى جملهء « پاى افزار خوانند » نوشته‌اند : « پاى افزار اصلا بمعنى كفش است و به حالت مجازى بمعنى كسى است كه مزاحم مردم و سبب ناراحتى مردم باشد و درين زمان سرخر گويند » ( منتخب قابوسنامه 312 / 1 ح ) ؛ اگر اين تعبير درست باشد شايد بتوان پنداشت كه ضبط نسخهء اساس را « پاى افزار [ نام ] نهند » بايد گمان كرد كه مرادف « پاى افزار خوانند » مىشود ولى پاى افزار بدين معنى كه آقاى نفيسى اشاره كرده‌اند در جايى به نظر نرسيد . معنى روشنتر همان است كه اول ذكر شد بمعنى آن كه عذر او را مىخواهند و پاى افزارش را مىآورند كه برود . ص 257 س 7 نخواستم كه رسنى كنم : كلمهء اخير يعنى « رسنى » معنى مناسبى ندارد و در باب « رستى » نيز و اختلاف نسخه‌ها درين باب و ضبط و معنى احتمالى آن پيش ازين سخن رفت ( ص 480 ) درين جا هم صورت اين كلمه در نسخه‌ها متفاوتست حتى كلمهء نخستين
قابوس نامه ( فارسى ) — صفحة 482 | عنصر المعالي كيكاووس بن اسكندر بن قابوس بن وشمگير / غلامحسين يوسفي