هر روزى بدين دار الندوه آمدندى ، و آنجا قرآن خواندندى ، و علم گفتندى . و هر روزى بامداد به خدمت پيغامبر آمدندى ، و از پيغامبر عليه السلام علم شنيدندى ، و بيك ديگر باز مىگفتند ، تا هم ايشان را فايده بودى و هم مردمان را از ايشان . . . و همچنين به مكه اندر همى بودند تا وقت هجرت پيغامبر عليه السلام بود ، . . .
و هجرت كرد و از مكه به مدينه رفت . و اهل صفه كه ياران او بودند همه يكيك و دو دو از مكه مىگريختند و به مدينه به خدمت پيغامبر همىرفتند . و چون كار پيغامبر عليه السلام در مدينه نظام گرفت ، اين ياران همه آن جايگاه در صفهاى گرد آمدند و همان كار و پيشه نگاه همىداشتند ، و هر بامداد به خدمت پيغامبر به مجلس مىرفتند و سخنان وى مىشنيدند ، و بازان صفه همىشدند ، و اندران جا علم و قرآن همىخواندندى . و هر كرا در مدينه مسألهاى مشكل شدى از باب قرآن يا از باب علم ، پيش ايشان ، جماعت اصحاب صفه ، رفتى و از ايشان بپرسيدى ، و ايشان همچنان كه از پيغامبر صلى اللّه عليه شنيده بودندى ، عبارت كردندى و باز گفتندى ، و شب و روز بدان صفه اندر به قرآن خواندن و علم خواندن مشغول بودندى . و مردمانى بودند درويش و از دنياوى چيزى نداشتند ، و نيز از مردمان هيچ نخواستندى بالحاح . و اگر كسى در حق ايشان شفقتى بردى ، و مراعاتى كردى ، رد نكردندى ، و بدان قانع و خرسند بودندى ، و روزگارى بسر بردندى بطاعت و عبادت و قرآن خواندن و تحصيل علم ، و شكر آن مىگزاردندى و سيمايى سخت خوب و روشن و نيكو داشتندى . . . اكنون جماعتى هستند كه بديشان اقتدا كنند و صوفى شوند ، و جايگاهى راست كنند و بدان جا گرد آيند و اندران جايگاه به طاعتى و عبادتى مشغول شوند ، و از دنيا و دنيا داران اعراض كنند ، و به كمتر قوتى و خرقهاى - كه از ان ناگزيرست - اختصار كنند » . از مجموع روايات برمىآيد كه اصحاب صفه ، چنان كه گذشت ، جمعى از پارسايان فقير صدر اسلام ، بخصوص از مهاجران غريب ، بودهاند كه در صفهء مسجد رسول بسر مىبردهاند و پيغمبر در امر معاش به آنان كمك مىفرموده است و يا مهمان مسلمانان مىشدهاند . برخى نيز به كسب مىپرداختهاند و چون بعضى از غريبان كه به مدينه وارد مىشدهاند اگر تمكنى هم داشتهاند پيش از ان كه مسكنى بيابند به اهل صفه مىپيوستهاند و بعد مسكن و مأوائى يافته از آنان جدا مىشدهاند ، عدهء اهل صفه زياد و كم مىشده است و آنان را تا چهارصد نفر و بيشتر شمردهاند . بعضى از اصحاب صفه بسيار مشهورند مانند سلمان فارسى و ابو ذر غفارى و صهيب بن سنان و بلال بن رباح . بعضى صوفيه را بازماندگان اهل صفه شمرده و اصل لفظ صوفى را نيز از اين كلمه پنداشتهاند ( اللمع 27 ؛ عوارف المعارف 149 ) ولى بر اين انتساب ايرادى وارد كردهاند
قابوس نامه ( فارسى ) — صفحة 474
مساهمون: عنصر المعالي كيكاووس بن اسكندر بن قابوس بن وشمگير
ص٤٧٤