محمد بن جعفر بن حيان اصفهانى حافظ متوفى در 369 و ديگرى از محيى الدين ابن العربى معروف متوفى در 638 و البته هيچ يك ازين دو كتاب مقصود نيست » ( قابوسنامه 288 ) .
ص 250 س 15 على واحدى در كتاب البيان فى كشف العيان : منظور ابو الحسن على بن احمد واحدى متوى نيشابورى متوفى در سال 468 هجرى از مفسران معروف عامه است كه داراى آثار متعدد بوده بيشتر در تفسير قرآن و جز آن ولى كتاب البيان فى كشف العيان را جزء آثار او نام نبردهاند ( رك . سعيد نفيسى ، قابوسنامه 288 - 289 ؛ تاريخ ادبيات در ايران 2 / 260 ) .
ص 251 س 5 عزير : را جزء پيغامبران نام بردهاند . مفسران آيهء : «
أَوْ كَالَّذِي مَرَّ عَلى قَرْيَةٍ وَ هِيَ خاوِيَةٌ عَلى عُرُوشِها قالَ أَنَّى يُحْيِي هذِهِ اللَّهُ بَعْدَ مَوْتِها فَأَماتَهُ اللَّهُ مِائَةَ عامٍ ثُمَّ بَعَثَهُ قالَ كَمْ لَبِثْتَ قالَ لَبِثْتُ يَوْماً أَوْ بَعْضَ يَوْمٍ قالَ بَلْ لَبِثْتَ مِائَةَ عامٍ فَانْظُرْ إِلى طَعامِكَ وَ شَرابِكَ لَمْ يَتَسَنَّهْ وَ انْظُرْ إِلى حِمارِكَ وَ لِنَجْعَلَكَ آيَةً لِلنَّاسِ وَ انْظُرْ إِلَى الْعِظامِ كَيْفَ نُنْشِزُها ثُمَّ نَكْسُوها لَحْماً فَلَمَّا تَبَيَّنَ لَهُ قالَ أَعْلَمُ أَنَّ اللَّهَ عَلى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ
» ( سورة - البقرة ( 2 ) / 261 ) را مربوط به عزير دانستهاند و نوشتهاند كه چون عزير با خويشتن انديشه كرد كه خدا چگونه بيت المقدس را پس از ويرانى احيا و آبادان خواهد كرد ؟ خداوند چنين آزمايشى را پيش آورد « و از بهر اين انديشه بود كه خداى عز و جل نام او را از قرآن بيوكند ، و بدين جا نگفت عزير كه چنين گفت :
أَوْ كَالَّذِي مَرَّ عَلى قَرْيَةٍ وَ هِيَ خاوِيَةٌ عَلى عُرُوشِها
» ( براى تفصيل قصهء عزير رك . ترجمهء تفسير طبرى 1 / 164 - 167 ) . جملهء قابوسنامه اشاره است به اين آيهء قرآن : «
وَ قالَتِ الْيَهُودُ عُزَيْرٌ ابْنُ اللَّهِ
» ( سورة التوبة ( 6 ) / 30 ) .
بنابر اين صورت « عزير » درست نيست . آقاى سعيد نفيسى نوشتهاند : « در روايات اسلامى عزير را همان عزرا از پيامبران يهود مىدانند كه يكى از كتابهاى تورات ازوست و يونانيان و اروپاييان نام او را از دراس مىنويسند و برخى عقيده دارند كه عزرا يا از دراس همان است كه در زبان تازى و فارسى ادريس نوشتهاند و در هر صورت آنچه رايج است اين است كه عزير از پيامبران پيش از اسلام بوده است » ( منتخب قابوسنامه 301 / 13 ح ) .
ص 251 س 8 اصحاب الصفه : در ترجمهء تفسير طبرى ( 1 / 173 - 175 ) آمده است : « و اين اهل صفه مردمانى بودند به مكه اندر ، كه چون پيغامبر صلى اللّه عليه و سلم اسلام آشكار كرد ، و امير المؤمنين عمر بن الخطاب بيامد و مسلمان شد ، و پيغامبران را و ياران را از دار الندوة به مسجد كعبه برد ، و آنجا نماز كردند و مسلمانى آشكار شد .
پس از ان پيغامبران و ياران ، نماز به مسجد كعبه كردندى . و گروهى بودند از ياران كه