تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قابوس نامه ( فارسى ) — صفحة 468

مساهمون:

ص٤٦٨
ص 241 س 15 زنا مكن : با توجه به موضوع مورد بحث و ضبط ديگر نسخه‌ها ، ممكن است چنين به نظر رسد كه « ربا » در اين جا با معامله كردن مربوطترست . ص 243 س 2 جوانمرد پيشگى : جوانمردى در لغت بمعنى بخشندگى ، همت ، مردانگى است و درين جا آداب و رسوم تربيتى خاصى منظورست كه صورت آميخته با تصوف آن بنام « فتوت » معروفست و پيروان اين طريقت را « جوانمردان » ، « فتيان » يا « اهل فتوت » گويند و در هر جا و هر روزگارى بنامى شهرت يافته‌اند ( رك . شرح مربوط به « عيارى » ص 376 همين كتاب ) درين باب آخر قابوسنامه ، از جوانمرد پيشگى و شرائط آن در طبقات مختلف مردم باختصار بحث شده است . نويسندهء اين سطور در باب جوانمردان و تأثير آنان در ادبيات فارسى مدتى مديد مطالعه كرده است و كتابى در دست تأليف دارد كه اميدوارست آن را بطبع برساند . ص 244 س 1 هيولى : « مادهء اوليهء عالم كه همواره متصور بصور و متقلب به احوال و اشكال و هيآت مختلف است هيولى گويند و آن واحد و بسيط است : « الهيولى هى جوهرة بسيطة روحانية معقولة غير علامة و لا فعالة بل قابلة آثار النفس بالزمان منفعلة لها » ( اخوان الصفا ج 3 ص 198 ) . ابن رشد گويد : هيولى عبارت از تنها امرى است كه علت كون و فساد است و هر موجودى كه عارى از ان طبيعت ( هيولى ) باشد غير كائن و غير فاسد است ( تهافة التهافة ص 107 ، نقل از فرهنگ علوم عقلى 637 ) . ص 244 س 1 عنصر : يا آخشيج ( -
Element
) ماده ، جسم بسيط كه قابل تجزيه به عنصرى ديگر نيست . ص 244 س 1 صورت : « صورت فعليت ماده است و حقيقت هر چيز صورت اوست ؛ مقابل ماده . ماده يا قوه نقص است و صورت يا فعل كمال است » ( فرهنگ فارسى دكتر محمد معين ) . « بر نفس انسان صورت بدن اطلاق شده است از جهت آنكه كمال بدن انسان بدانست كه صور انسانى هم نامند . و بر نفس نباتى كه كمال نبات به آنست صورت نباتى اطلاق شده است » ( فرهنگ علوم عقلى 323 ) . ص 244 س 1 نفس : « جوهرى است كه ذاتا مستقل و در فعل نياز به ماده دارد و متعلق به اجساد و اجسام است و بالاخره جوهرى است مستقل قائم بذات خود كه تعلق تدبيرى با بدان دارد . . . در ماهيت و حقيقت نفس اقوال و آراء مختلفى در طول تاريخ فلسفه اظهار شده . . . ابن رشد گويد : حد و تعريف نفس ناممكن است « تهافة - التهافة 566 » ( فرهنگ علوم عقلى 593 - 594 ) . ص 244 س 1 كاينات : اگر « كاينات » در نسخهء اساس ضبط درستى باشد ، « كلمهء كائن اسم
قابوس نامه ( فارسى ) — صفحة 468 | عنصر المعالي كيكاووس بن اسكندر بن قابوس بن وشمگير / غلامحسين يوسفي