تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قابوس نامه ( فارسى ) — صفحة 464

مساهمون:

ص٤٦٤
تا حال آن ديگر بار از ديوان بر رأى عالى عرضه نكنند امضاء نيفتد و بر آن نروند » ( سياست‌نامه 111 ) . مرحوم عباس اقبال درين باب نوشته‌اند : « پروانه يعنى حكم پادشاهان و امر و اجازهء ايشان و همان است كه در عربى مثال گويند » ( سير الملوك « سياست‌نامه » 327 ) . در عبارت قابوسنامه بخصوص در مورد دوم مفهوم رسانندهء فرمان نيز از ان برمىآيد ( رك . فرهنگ فارسى ، فرهنگ نفيسى ) . ص 234 س 7 سلطان مودود : منظور شهاب الدوله ابو الفتح مودود بن مسعود غزنوى ( 432 - 440 ه . ) است كه هشت سال و اندى سلطنت كرده است و هموست كه ابو ريحان بيرونى كتاب « الدستور » خود را بنام او نوشته ( معجم الادباء 17 / 184 - 185 ) و كتاب الجماهر فى معرفة الجواهر را هم بنام مودود تأليف كرده است . از اين جمله كه نويسنده مىگويد : « هشت سال بغزنين بودم نديم سلطان مودود » چنين استنباط كرده‌اند كه عنصر المعالى كيكاوس در تمام مدت شهريارى مودود در غزنين نديم او بوده ( سعيد نفيسى ، قابوس‌نامه 283 - 284 ) و خود سلطنتى نداشته است ( سعيد نفيسى ، منتخب قابوسنامه ، مقدمه 20 ) . ص 234 س 10 بىحميت : كسى كه فاقد حميت و مردانگى است : نامرد ، بىغيرت . ص 234 س 15 - 16 بسيم سخى باش : ضبط نسخهء ن و پ : « بستم » نيز مفيد معنى است يعنى به زور و باكراه . ص 235 س 1 هيبت : بمعنى حشمت و بزرگى و شكوه است : « حشمت ملك و هيبت جهان دارى بجانى ماند » ( كليله و دمنه 345 / 12 ) . ص 235 س 2 حفاظ : در لغت يعنى نگاهداشتن و خوددارى از كارهاى نابجا . عار و پرهيز و عفاف و شرم : « آنچه از روى دين و مودت و شرط حفاظ و حكم فتوت بر من واجبست » ( كليله و دمنه 101 / 8 ؛ نيز رك . ص 286 همين كتاب : « ناحفاظى » ) . ص 235 س 6 عضد الدوله : منظور عضد الدوله امير بويى است كه معروفترين پادشاه از خانوادهء آل بويه است و بعد از ان كه در 372 هجرى درگذشت حكومت عراق و فارس بدست فرزندان و اعقابش تا سال 447 هجرى باقى ماند . ص 235 س 7 آمد بزينهار : يعنى به قصد و باميد پناهنده شدن به نزد جد من آمد . ص 235 س 8 بجاى او بسيارى نيكويى كرد : « بجاى او » يعنى در حق او ، دربارهء او ، نسبت به او : « حيى قتيبه كه عامل طوس بود و بجاى فردوسى ايادى داشت » ( چهار مقاله 77 ) . ص 236 س 3 برادر هم زاد : بمعنى همسن و همسال است ولى درين جا چون « برادر هم‌زاد » در مقام اظهار محبت گفته شده يعنى برادرى كه از يك پدر و مادر باشد ( سعيد