تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قابوس نامه ( فارسى ) — صفحة 461

مساهمون:

ص٤٦١
بوده شگفت‌انگيز نيست چنان كه در پارينه و امروزه واژهء « آباد » در بسيارى از نامهاى شهر و ديه بوده و هست و بسا شهرهاى ايران با واژهء « ميهن » كه . . . بمعنى جا و خان و مان است ، تركيب يافته است . نسا از مصدر ساى
Sdy
( - سى
Si
) كه بمعنى آسودن است و از جزء ( پرفيكس
prefixe
- پيشاوند ) نى
ni
كه بمعنى فرود و زير و پايين است تركيب يافته است . بنابر اين نسا يعنى نشستگاه يا فرودگاه يا زيستگاه و آبادى . . . چون نسا بمعنى آسايشگاه و اقامتگاه است بسا سرزمينهاى ايران كه گروهى در ان جاها منزل برگزيدند و خان و مان ساختند چنين ناميده شدند . يكى ازين نساها در خراسان بوده كه ياقوت حموى در معجم البلدان آن را ياد كرده و . . . نوشته است : « نسا شهرى است در خراسان . . . ازين شهر تا به سرخس دو روز ، تا به مرو پنج روز ، تا به ابيورد يك روز و تا به نيشابور شش يا هفت روز راه است » . گذشته از اين نسا در خراسان ، ياقوت از چهار نساى ديگر ياد مىكند : نسا شهرى در فارس ، شهرى در كرمان ، دژى در كرمان ، شهرى در ايالت همدان . باز ياقوت در سخن از همدان ، بيست و چهار رستاق ( روستاك ) آن را يك بيك نام مىبرد و در ميان آنها يكى را نسا خوانده . . . » ( پورداود ، فرهنگ ايران باستان 280 - 281 ؛ براى اطلاع بيشتر رك تا ص 295 ) . ظاهرا درين مورد از كتاب قابوسنامه همان نساى خراسان مرادست . ص 230 س 16 باورد : يا ابيورد ، نام شهرى در خراسان ميان سرخس و نسا ( معجم البلدان 1 / 111 ، 485 ) ؛ « در گز فعلى يا نزديك آن » ( دكتر فياض ، نشريهء فرهنگ خراسان 3 / ش 1 ص 8 ) ؛ نيز رك .
V . Minorsky , EI , 2 ed . I , 102
ص 230 س 17 املاك او موقوف كرد : موقوف كردن بمعنى توقيف كردن و ضبط كردن است . ص 230 س 17 هر چه ويرا بود بدست فرو گرفت : فرو گرفتن درين جا بمعنى توقيف كردن و تصرف كردن است : « و فرو گرفتن اين امير بدين بلق بود » ( تاريخ بيهقى 247 ) . ص 231 س 2 روز مظالم : يعنى روز دادخواهى : « چاره نيست پادشاه را از ان كه در هفته دو روز به مظالم بنشيند و داد از بيدادگر بستاند و انصاف بدهد و سخن رعيت به گوش خويش بشنود بىواسطه » ( سياست‌نامه 19 ) . ص 231 س 4 تغافل كرد و بران نامه كار نكرد : تغافل كردن خود را به غفلت زدن و به روى خود نياوردن و درين جا « كار نكردن » ، باصطلاح امروز ، « ترتيب اثر ندادن » است كه پايين‌تر هم اين عبارت تكرار شده است : « بر نامه كار نكرد » ؛ « گر بر آن نامه هيچ كار نكرد » ( سنائى : حديقة الحقيقة 546 ) . ص 231 س 5 از باغ بيرون همىآمد : در نسخهء پ « باغ پيروزى » است . باغ پيروزى كه در ديوان شعر اى دورهء محمود و نيز در تاريخ بيهقى نام آن مكرر ذكر شده است ،
قابوس نامه ( فارسى ) — صفحة 461 | عنصر المعالي كيكاووس بن اسكندر بن قابوس بن وشمگير / غلامحسين يوسفي