باغى معروف و سلطنتى بوده است . آقاى سعيد نفيسى با توجه به اشارهء بيهقى كه يك جا تصريح كرده كه محمود را در باغ فيروزى به خاك سپردند ، استنباط كردهاند « محلى كه امروز قبر محمود در غزنين در ان باقى است همان محل باغ پيروزى و سراى پادشاهى غزنويان بوده است ، رجوع كنيد به مقالهء س . فلورى بعنوان « زينت كتيبههاى ابنيهء غزنين » در مجلهء « سيريا » 1925 ص 65 - 68 :
S . Flury , Le decor epigraphique des monuments de Ghazna ( Syria , 1925 , p . 65 - 68 )
( قابوسنامه 283 ) . جملهاى كه در باب دفن محمود در باغ پيروزى است ازين قرارست : « و نماز خفتن آن پادشاه را به باغ پيروزى دفن كردند » ( تاريخ بيهقى 13 نيز رك . ص 256 ) .
ص 231 س 5 - 6 نفير كردن : درين جا بمعنى ناله كردن و فرياد برآوردن است .
ص 231 س 8 مگر سلطان تنگ دل بود : « مگر » درين جا مفهوم گمان و احتمال را مىرساند :
مگر صاحبدلى روزى برحمت * كند در حق درويشان دعائى
( سعدى ، گلستان ، كليات 79 )
ص 231 س 8 - 9 بر من نامه دادنست : يعنى آنچه بر عهدهء من است ، نامه دادن است ؛ « بر » درين مورد معنى « وجوب يا لزوم » دارد :
بر تست پاس خاطر بيچارگان و شكر * بر ما و بر خداى جهان آفرين ، جزا
ص 231 س 11 شحنگان : جمع شحنه ، لغتى است تركى مغولى ، بمعنى داروغه ، پاسبان شهر و برزن و حاكم نظامى ( فرهنگ فارسى دكتر محمد معين ) .
ص 231 س 12 ضياع و عقار : ضياع جمع ضيعة « زمين خشك ، باغ و زمين ، كشتزار ، پارهء زمين » و « عقار : سراى و زمين ، جاى هر چه باشد ، باغ و زمين و سراى » ( مقدمة - الادب 1 / 98 ) و اثاث خانه .
ص 231 س 16 خال تو : « خال » برادر مادر است يعنى همان كه امروز « دايى » مىگويند .
با در نظر گرفتن اين كه همسر نويسندهء قابوسنامه ، يعنى مادر گيلانشاه ، دختر محمود غزنوى بوده است ، مسعود غزنوى دايى گيلانشاه مىشود كه مطالب كتاب خطاب به او نوشته شده است .
ص 231 س 16 - 17 مسعود . . . طريق مردانگى و شجاعت نيك دانستى و طريق ملك داشتن نه :
شجاعت و تهور مسعود غزنوى و عدم كفايت و ضعف تدبير او - كه درين جا ياد شده - حقيقتى است تاريخى ؛ رك . تاريخ بيهقى 125 - 126 ، 240 و فرخى سيستانى بقلم نويسندهء اين سطور ص 96 - 98 .