كليله و دمنه 23 / 3 ح ) . در نفثة المصدور ( ص 80 - 81 ) نيز آمده است : « از تدبيرات ، جدل و اعتراض اعتبار يافت ، و از توفيرات ، احتباس و انقباض بر كار گرفت » . « در لغت ، تمام كردن و بسيار كردن ( تاج المصادر ) ، افزودن و بسيار گردانيدن ( منتهى الارب ) ، تمام كردن حق كسى را ( الصراح من الصحاح ) ، . . .
( مقدمة الادب ) . . . هرگاه چيزى را به مبلغى يا مقدارى معين با كسى مقطع كنند و در واقع حاصل آن چيز زياده بر آنچه مقرر شده [ است ] باشد آن زيادتى را توفير خوانند ( شرح مشكلات ديوان انورى ص 136 ؛ رك . بحر الجواهر در علم سياق ص 84 و نفائس الفنون فن پانزدهم از مقالهء أولى ، در علم انشاء و استيفاء ، ص 88 ) » ( دكتر امير حسن يزدگردى ، نفثة المصدور 397 - 398 ) . بنابرين معنى جملهء قابوسنامه « توفيرهاى حقير مكن » اينست كه حساب كشى و صرفهجويى در جزئيات مكن كه هم سودى حاصل نمىشود و هم لشكر دشمن مىشوند .
ص 217 س 12 بدست : ( به فتح باء و دال و سكون سين و تاء ) يعنى : وجب ؛ سوزنى سمرقندى گفته است :
نبود از تصرف تو برون * يك بدست از زمين و ملك و ملك
( حواشى برهان قاطع )
بر طراز آخته پويه كند چون عنكبوت * بر بدستى جاى بر ، جولان كند چون بابزن
( منوچهرى ، ديوان 67 )
ص 218 س 3 بعث كردن : بمعنى برانگيختن است ؛ نظامى عروضى نوشته است : « آوردهاند كه سخت نيكو صورت نبود ، ليكن سبز چهرهاى شيرين بوده است ، متناسب اعضا و خوش حركات ، و خردمند و آهسته ، . . و اين همه اوصاف آنست كه عشق را بعث كند » ( چهار مقاله 55 ) .
ص 219 س 6 مخبران تو : يك وجه بعيد نيز آنست كه چنين خوانده شود : « مخبر آن تو ترا ننمايد » كه فعل مفرد با كلمهء « مخبر » تناسب داشته باشد .
ص 219 س 8 حكايت چنان شنودم كه بروزگار فخر الدوله . . . : « اين حكايت را احمد بن حامد در عقد العلى فى موقف الاعلى ( چاپ آقاى ميرزا على محمد خان عامرى ص 62 ) و محقق سبزوارى در روضة الانوار ( ص 257 ) و فزونى استرابادى در بحيرة ( ص 377 ) آوردهاند » ( سعيد نفيسى ، قابوسنامه 278 ) .
ص 219 س 9 منهى : بمعنى خبرگزار و جاسوس است : « لكن آن نيكوتر كه جاسوسان فرستيم و منهيان متواتر گردانيم و تفحص حال دشمن بجاى آريم » ( كليله و دمنه 193 / 14 ) ؛ و إنها كردن بمعنى رساندن خبر و پيغام به كار رفته است : « صاحب بريدى كه اخبار درست و راست انها كند و از حد صدق نگذرد » ( كليله و دمنه 21 / 10 ) .