آنچه وسيلهء تذكر و يادآورى باشد .
ص 213 س 17 پيدا كردن : « بر كسى پيدا مكن تا بمزور كردن معروف نشوى » يعنى اين هنر را بر كسى آشكار مكن و كسى را از ان آگاه مگردان .
ص 213 س 17 مزور كردن ، مزورى : مزور ( به فتح واو مشدد ) چيزى كه بتقلب آراسته شده باشد و مانند حقيقى بنمايد ؛ درين جا خط مجعول منظورست و « مزور كردن و مزورى » يعنى جعل خط كسى و كمى پايينتر « خط مزور » به كار برده است .
ص 214 س 5 ربيع بن المطهر القصرى : در نسخهء ن « ربيع بن مظير العصرى » است آقاى سعيد نفيسى آن را خطا دانسته ، نوشتهاند : « ربيع المطهر القصرى ، فزونى استرآبادى در كتاب بحيرة ( چاپ طهران 1328 - ص 272 ) اين حكايت را با اندك تغييرى در كلمات نقل كرده و نام اين شخص را « ربيع المظفر » آورده است و پيداست در نسخهاى كه در دست او بوده چنين ثبت شده است و در چاپ بمبئى ( 1325 ) « ربيع بن مطهر القصوى » ثبت شده » ( سعيد نفيسى ، قابوس - نامه 157 / 1 ح ) . صورت اخير همان است كه در نسخهء اساس ما ، وقتى بار دوم نام وى برده شده ، ضبط شده است . نيز آقاى سعيد نفيسى در تعليقات افزودهاند :
« ربيع بن مظير العصرى ، يا ربيع بن مطير القصرى و يا ربيع المظفر ، اين حكايت را عينا مؤلف شاهد صادق در فصل 19 از باب دوم كتاب خود كه در باب وزراست در احوال صاحب بن عباد آورده و نام اين كاتب را ربيع بن مظفر عضدى ضبط كرده است » ( سعيد نفيسى ، قابوسنامه 278 ) . در چاپ هدايت و منتخب قابوسنامهء آقاى سعيد نفيسى « ربيع بن مطهر القصرى » و در چاپ آقاى روبن ليوى و چاپ آقاى دكتر امين عبد المجيد بدوى « ربيع بن المطهر القصرى » است .
ص 214 س 5 - 6 ديوان صاحب : منظور « صاحب بن عباد » است ، رك . ص 296 همين كتاب .
ص 214 س 6 مزور : نوعى غذاى آش مانند كه براى بيمار مىپختهاند و درين جا گفتهء صاحب ابن عباد در ضمن ايهامى دارد به خط مزور كه آن كاتب مىنوشته است . آقاى سعيد نفيسى نوشتهاند : « در كتاب « عيون الانباء فى طبقات الاطباء » تأليف ابن ابى اصيبعة ( چاپ مصر 1299 - ج 1 ص 216 - 217 ) و كتاب « اخبار العلماء باخبار الحكماء » تأليف ابن القفطى ( چاپ مصر 1326 ص 84 - 85 ) حكايتى است در حق ثابت بن قره طبيب معروف كه آن را نظامى عروضى در چهار مقاله با اندك تغييرى به اديب اسمعيل هروى نسبت مىدهد ( چاپ اوقاف گيب ص 84 ) و در دو كتاب نخستين درين حكايت آمده است كه ثابت بن قره در معالجت قصابى كه سكته كرده بود به كسان او گفت « مزوره » بپزند و آن طعام را در دهان وى ريخت تا شفا يافت .
قابوس نامه ( فارسى ) — صفحة 451
مساهمون: عنصر المعالي كيكاووس بن اسكندر بن قابوس بن وشمگير
ص٤٥١