انديشيدند تباه نكرد و بر هلاك آنها مرغان ابابيل را نفرستاد تا آن سپاه را به سنگهاى سجيل ( دوزخى ) سنگباران كردند و تنشان چون علفى زير دندان حيوان خرد گردانيد » . تفصيل مطلب آنست كه « نجاشى پادشاه يمن ابرهه را براى ويرانى كعبه با پيلهاى جنگى فرستاد لشكرش شتران عبد المطلب جد پيغمبر ( ص ) را غارت كردند حضرت نزد ابرهه رفت ؛ از دور كه مىآمد وقار و جلالش ابرهه را خوش آمد و گفت : اگر اين مرد تقاضا كند از خرابى كعبه صرف نظر كنم ليكن او شترانش را خواست و در پاسخ ابرهه گفت : من صاحب شترانم ، خانه را صاحبى است كه اگر بخواهد حفظ تواند كرد و آن لشكر چنان كه در سوره است به امر حق همه هلاك شدند و اين سال در عرب معروف به « عام الفيل » گرديد » ( مهدى الهى قمشهاى ، قرآن مجيد با خلاصة التفاسير 474 ) .
ص 209 س 18 ساخت زر : زين و برگ زرين و لگام و يراق زر اندود زين اسب . در چهار مقاله مىخوانيم : « فرخى را اسب با ساخت خاصه فرمود و دو خيمه و سه استر . . . » ( چهار مقاله 65 ) . در دربار غزنه اعطاى زين و ستام مرصع رسم بوده و داشتن آن نوعى نشانهء بزرگى و بلندى مرتبه بشمار مىآمده است .
ص 210 س 2 بو على سيمجور : ابو على محمد بن محمد بن ابراهيم بن سيمجور يكى از افراد خاندان معروف سيمجوريان ، در روزگار سامانيان و اوايل دورهء غزنويان ، است .
وى پس از وفات پدرش ، در ذيحجهء 378 جانشين او شد و در سال 387 در حبس درگذشت ( ابن اثير ) . در زمان حيات پدرش حاكم هرات بود و پس از فوت او سپهسالار خراسان شد و در نيشابور مستقر گشت ؛ كمكم استقلال گونهاى بهم رساند و به امير نوح سامانى اعتنائى نداشت و با بغراخان ، پادشاه تركستان ، پيمانى پنهانى بست كه او بخارا را تسخير و متصرفات سامانى را با بو على سيمجور تقسيم كند . بو على به سواحل جيحون نظر داشت . بغراخان در ربيع الاول 382 ه . بخارا را گرفت ولى به عهد خود وفا ننمود و بواسطهء ناخوشى ناگزير از بخارا رفت و امير نوح كه براى دفع بغراخان به بو على سيمجور متوسل مىشد خود در جمادى الآخرهء 382 به بخارا برگشت . ازين پس بو على و ابو الحسن فائق ، از رجال دستگاه سامانى ، بر ضد امير نوح متحد شدند ولى سرانجام در طوس از سبكتگين و محمود غزنوى شكست خوردند ( 384 ه . ) و محمود غزنوى با لقب سيف الدوله امير خراسان شد . پس از ان بو على به آمل و خوارزم گريخت و مكرر گرفتار و آزاد شد سرانجام بدست سبكتگين افتاد و در قلعهء گرديز بمرد ( چهار مقاله ، تعليقات 39 - 41 ) . سيمجوريان از خاندانهاى ادب پرور بودهاند و ابو الفرج سگزى از شاعران دستگاه آنان بوده و نيز ابو نصر محمد بن عبد الجبار عتبى ،
قابوس نامه ( فارسى ) — صفحة 448
مساهمون: عنصر المعالي كيكاووس بن اسكندر بن قابوس بن وشمگير
ص٤٤٨