نويسندهء تاريخ يمينى ، مدتى در خراسان در نزد ابو على سيمجور بسر مىبرده است و شرح احوال ابو على را در تاريخ يمينى و ترجمهء آن مىتوان يافت ( نيز رك . سعيد نفيسى ، قابوسنامه 277 - 278 و مقالهء
W . Barthold
در دائرة - المعارف اسلام 1 / 79 - 80 .
ص 210 س 3 خوراسان : ضبط خراسان به اين صورت در نسخهء اساس ، مانند بسيارى ديگر از نسخههاى خطى قديمى ، ديده مىشود كه ظاهرا مبتنى بر صورت پهلوى و اصل كلمه است كه
Xvarasan
بوده است .
ص 210 س 6 خوجان : در حدود العالم خوجان جزء شهركهايى كه « با كشت و بزر بسيار و آبادان و اندر ميان كوه و دشت نهاده » اند از حدود نيشابور معرفى شده ( حدود - العالم 90 ) . ياقوت نيز آن را قصبهاى از نواحى نيشابور شمرده است كه اهل محل آن جا را « خوشان » مىخواندهاند و نيز قريهاى در مغرب ( معجم البلدان 2 / 487 - 488 ) امروز هم خوجان نام ناحيهاى است جزء شهرستان نيشابور ( فرهنگ آباديهاى ايران 1 / 179 ) . لسترنج نوشته است ؛ « در جلگهء باتلاقيى كه رود اترك از ان جا برمىخيزد و به سمت باختر جارى شده سپس به طرف شرق برمىگردد و رود مشهد نيز از ان جا سرچشمه مىگيرد شهر كوچان واقع است كه در قرون وسطى آن را خبوشان و خوجان مىگفتند و جغرافى نويسان عرب روستاى آن را « استوا » ناميده خرمى و حاصلخيزى آن را ستودهاند . مىگويند استوا بمعنى « سرزمين بلند » است . در خاور استوا ولايت نسا واقع است . ياقوت گويد در زمان او كرسى آن ولايت را خوشان مىگفتند و مشتمل بر نود و سه قريه بود . اين اسم در جهاننماى تركى به صورت خوچان ضبط شده است . حمد اللّه مستوفى گويد در دفاتر ديوان خبوشان را « استوا نويسند و در عهد مغول هلاكوخان تجديد عمارت آن كرد و نبيرهاش ارغون خان بر آن عمارت افزود و آب و هواى خوب دارد حاصلش غله و پنبه و انگور و ميوهء فراوان باشد » . در نيمه راه خبوشان و طوس شهر راذكان واقع است كه ابن حوقل آن را نام برده و ياقوت در بارهء ان گويد شهركى است كه مىگويند زادگاه خواجه نظام الملك طوسى است . » ( جغرافياى تاريخى سرزمينهاى خلافت شرقى ، ترجمهء محمود عرفان ص 419 ) .
از مطالب مذكور معلوم مىشود كه لسترنج خبوشان و خوجان را يكى دانسته ( رك .
معجم البلدان 1 / 243 ، 2 / 487 ، 730 ) و توضيحات او منطبق مىشود بر شهرى از خراسان كه امروز قوچان نام دارد . « شهر قوچان فعلى . . . نزديك خبوشان قديم است و امروزه خبوشان نام دهى است در اين حدود . . . از دهستان فاروج » ( لغت نامهء دهخدا ) .