( ابن العبرى ، تاريخ مختصر الدول 181 ؛ ابن الطقطقى ، كتاب الفخرى فى الآداب - السلطانيه و الدول الاسلامية 212 ) . القادر باللّه را به عبادت و ديندارى ( الفخرى 212 ) و كثرت برّ و صدقات و حسن مذهب و صحت اعتقاد ( تاريخ بغداد 4 / 37 ؛ حياة الحيوان الكبرى ج 1 ص 94 ) و روزه داشتن فراوان ( النجوم الزاهرة 4 / 276 ) ياد كردهاند ؛ بقول مؤلف تاريخ گزيده « صائم الدهر و قائم الليل » بود ( تاريخ گزيده 349 ؛ نيز در باب ديندارى او ، رك . تاريخ الخلفاء ، جلال الدين سيوطى ، ص 412 ) چندان كه از كثرت تدين و زهد و ورع او را « راهب بنى العباس » لقب دادهاند ( ذيل تجارب الامم 208 بنقل از كتاب المعتزلة 213 ) .
در باب روابط محمود غزنوى با القادر باللّه ، رك . فرخى سيستانى ، بقلم نويسندهء اين سطور ، ص 147 ببعد .
ص 208 س 9 ماورا [ ء ] النهر : شايد هم در قديم « ماورا النهر » مىنوشته و تلفظ مىكردهاند ، رك . ص 437 همين كتاب .
ص 208 س 14 من از بو مسلم كمترم : اشاره است به ابو مسلم خراسانى كه قيام او سبب انتقال خلافت از خاندان اموى به بنى عباس شد . مأمون خليفهء عباسى دربارهء او اين جملهء مشهور را دارد كه : بزرگترين پادشاهان زمين سه تن بودهاند آنان كسانى هستند كه به انتقال دولت از خاندانى به خاندانى قيام كردند : اسكندر و اردشير بابكان و ابو مسلم ( ابن خلكان 2 / 326 ؛ مجمل التواريخ و القصص 327 ؛ نيز رك . ابو مسلم ، سردار خراسان » بقلم نويسندهء اين سطور ) . محمود غزنوى خواسته است بگويد كه او نيز توانايى آن را دارد كه خليفه را بر اندازد و از ابو مسلم كمتر نيست .
ص 209 س 1 لشكر تعبيه كردند : تعبيه كردن لشكر يعنى آراستن و آماده كردن لشكر : « لشكر برنشست ساخته و بتعبيه برفتند » ( تاريخ بيهقى 571 ) .
ص 209 س 2 كاغذ منصورى : منصورى يكى از اصطلاحات مربوط به اندازهء كاغذست . بقول قلقشندى « قطع منصورى ( يك چهارم ذراع در پهنا ) براى فرمانهاى ديوانى » بوده است ( براى اطلاع بيشتر رك . مقدمهء آقاى محمد تقى دانش پژوه بر فهرست كتابخانهء اهدائى آقاى سيد محمد مشكوة ج 3 بخش يكم ص هشت تا ده ) .
ص 209 س 3 تحميل تو شنودم . . . : تحميل بمعنى پيغام و رسالت نيز هست : « گفت ترا مىبايد رفتن و طوايف طبور را كه بر قول تو استوارى زيادت دارند و از كار تو ايمن باشند و با خودت بيگانه ندانند از زبان من تحميلات رساندن كه . . . » ( مرزباننامه ، چاپ 1317 تهران ، ص 165 ) ج : تحميلات . به اين معنى در لغت عربى نيامده » ( فرهنگ فارسى دكتر محمد معين ) .
قابوس نامه ( فارسى ) — صفحة 446
مساهمون: عنصر المعالي كيكاووس بن اسكندر بن قابوس بن وشمگير
ص٤٤٦