ص 209 س 4 خواجه بو نصر مشكان : منظور ابو نصر منصور بن مشكان است كه از نويسندگان بزرگ دورهء غزنوى بوده است و پس از ان كه احمد بن حسن ميمندى در سال 401 به وزارت محمود رسيده ، ابو نصر بجاى او صاحب ديوان رسائل شده و اين كار را در روزگار مسعود غزنوى هم بر عهده داشته تا به سال 431 هجرى درگذشته است .
ابو الفضل بيهقى ، صاحب كتاب تاريخ معروف ، شاگرد او بوده و بارها در كتاب خود از او به بزرگى ياد كرده است . بو نصر مشكان در نثر تازى و پارسى توانا بوده و از جمله نوشتههاى او كه در تاريخ بيهقى نقل شده نامهء اعيان دولت غزنوى است به مسعود و دعوت او به غزنين ( تاريخ بيهقى 2 - 4 ) و نامهء سلطان مسعود به قدر خان ( تاريخ بيهقى 78 - 84 ) و نامهء سلطان مسعود به آلتونتاش خوارزمشاه ( تاريخ بيهقى 88 - 91 ) . آقاى سعيد نفيسى نوشتهاند : « ابو نصر به زبان عرب نيز اشعار نيكو سروده است و ثعالبى در خاص الخاص بعضى از آنها را آورده و ابن اثير در وقايع سال 431 گويد كه خط وى را در غايت نيكويى ديده است » ( قابوسنامه 275 ) .
ص 209 س 5 عميد ديوان رسائل : بمعنى رئيس ديوان رسائل است و ديوان رسائل يا ديوان انشاء ادارهاى بوده كه از طرف پادشاه مكاتبات دولتى را عهدهدار بوده و اسناد رسمى را صادر مىكرده است .
ص 209 س 11 خواجه ابو بكر قهستانى : عميد الملك ابو بكر على بن حسن قهستانى ، مردى فاضل و اديب و شاعر و اصلا از قريهء رخج ( به ضم اول و تشديد ثانى ) از قراء كابل بود . اين واقعه مربوط به ابتداى كار و روزگار جوانى اوست . بعد ، چندى در خدمت امير محمد بن محمود ( 387 - 432 ) بوده و سلطان محمود او را بدين خدمت مأمور كرده است تا به رياست دار الانشاء و صاحب ديوانى امير محمد رسيده و در سال 408 با وى روانهء گوزگانان شده است . ابو بكر قهستانى در حكومت غزنويان بسيار معزز بوده و خدمت همين خليفه القادر باللّه را نيز درك كرده و بعد در دستگاه سلاجقه به مقامات مهم رسيده است .
بواسطهء مرتبهء فضلى كه داشته و نيز بسبب سخاوتمندى و ادب پروريش برخى از شعر اى آن عصر مانند فرخى سيستانى و على بن حسن باخرزى ( متوفى به سال 467 ) ، مؤلف كتاب دمية القصر ، او را مدح گفته و از عنايتش برخوردار شدهاند . اشعار عربى شيوايى ازو باقى است . ( براى اطلاع بيشتر دربارهء او و اشعارش ، رك .
حواشى حدائق السحر 93 - 96 ؛ فرخى سيستانى ، بقلم نويسندهء اين سطور ، ص 113 - 116 ؛ قابوسنامه ( سعيد نفيسى ) 275 - 276 ) .
ص 209 س 15
أَ لَمْ تَرَ كَيْفَ فَعَلَ رَبُّكَ بِأَصْحابِ الْفِيلِ
: ( قرآن ، سورة الفيل ( 105 ) آيهء 1 :
اى رسول آيا نديدى كه خداى تو با اصحاب فيل ( يعنى سپاه فيل سوار ابرهه ) چه كرد ؟ ترجمهء بقيهء سوره چنين است : « آيا كيد و تدبيرى كه براى خرابى كعبه