البلاغه و حدائق السحر لفظ « متضاد » براى اين صنعت اختيار شده است .
ص 189 س 8 متشاكل : اين كلمه در نسخهء ن « مشاكل » است و آقاى سعيد نفيسى آن را « همسان و همگون و هم شكل و در اصطلاح ادبيات دو كلمه كه در لفظ و معنى نزديك يك ديگر باشند » معنى كردهاند ( منتخب قابوسنامه 209 / 14 ح ) . شايد سخنى مراد باشد داراى صنعت مشاكله يعنى تبديل كلمه به مجاور لفظى يا تقديرى آن . . .
ستاره مىشكنند آفتاب مىسازند * مغان كه دانهء انگور آب مىسازند
( ابدع البدايع 369 )
ص 189 س 8 متشابه : صنعت مخصوصى بدين نام به نظر نرسيد شايد منظور همان است كه آقاى سعيد نفيسى نوشتهاند : « دو كلمه كه همانند باشند » ( منتخب قابوسنامه 210 / 1 ح ) و يا صنعت « تشابه الاطراف » باشد كه نوعى از تناسب است و در اصطلاح آن كه گوينده « لفظ آخر بيت را در اول بيت ديگر اعاده كند يا لفظ آخر مصراع را در اول مصراع ديگر بياورد » ( ابدع البدايع 129 ) .
ص 189 س 8 مستعار : منظور كلمه يا جملهاى است كه استعارهاى در ان به كار رفته باشد و استعاره بطور كلى اضافهء مشبه به است به مشبه و يا به كار بردن لفظى است در غير معنى حقيقى خود با علاقهء مشابهت و خود انواعى دارد .
ص 189 س 8 مكرر : تكرار كردن و دو بار آوردن كلمهاى ، پشت سر هم ، در شعر ، صنعتى است كه آن را تكرير خواندهاند و مكرر كلامى است كه داراى چنين صفتى باشد ( رك .
المعجم 254 و حدائق السحر 86 ) ؛ نيز جناس مزدوج را « مكرر » خواندهاند ( ابدع البدايع 241 ) .
ص 189 س 8 مردف : شعر ى را گويند كه داراى رديف باشد و رديف كلمه يا كلماتى است « مستقل منفصل از قافيت كه بعد از اتمام آن در لفظ آيد بر وجهى كه شعر را در وزن و معنى بدان حاجت باشد و به همان معنى در آخر جملهء ابيات متكرر شود . » ( المعجم 195 ، نيز رك . حدائق السحر 79 ) .
ص 189 س 9 مزدوج : شمس قيس رازى هنگام بحث از انواع جناسها « تجنيس مزدوج » را چنين تعريف كرده است : « آنست كه كلمات متجانس مترادف يكديگر افتند چنان كه معزى گفته است :
هست شكر بار ياقوت تو اى عيار يار * نيست كس را نزد آن ياقوت شكربار بار
سال سر تا سر چو گلزارست خرم عارضت * چون دل من صد دل اندر عشق آن گلزار زار . .
« و باشد كه متواتر باشد . . . چنان كه معزى گفته است :