رفتن ميانه بر محيط فلك اوج است . پس آن قوس را كه يكسر او آن نقطه است به فلك خارج المركز كه برابر اول حمل است از ممثل و ديگر سر تنهء آفتاب است وسط شمس خوانند . » ( التفهيم 117 ) . « وسط كوكب كدام است ؟ وسط ستاره دورى مركز فلك تدويرش باشد از ان نقطه كه برابر سر حمل است بقياس فلك معدل المسير . و اندازهء اين دورى بر مركز معدل آن زاويه است كه يك خط او بسر حمل رسد و ديگر بر مركز تدوير » ( التفهيم 125 ) . يك اصطلاح نجومى ديگر هم هست كه « اوسط » گويند بمعنى حد فاصل ميان اوج و حضيض ولى در اين جا گويا مراد نيست زيرا جمع آن ، اواسط مىشود نه اوساط .
ص 186 س 14 - 15 مجموعه و مبسوطهء وى نيكو ديده : مجموعه و مبسوطه يا رفع و بسط اصطلاح زيج است . ارقام نجومى گاهى به صورت ريز است با ذكر جزئيات ، گاهى شصت در شصت مىشود ؛ صورت اخير را رفع مىگويند كه همان مجموعه است و بسط صورتى است با ذكر جزئيات ( از افادات آقاى همايى ) .
ص 186 س 15 تعديلها : شايد منظور تعديل شمس ( التفهيم 117 ) ، تعديل طول ( التفهيم 125 ) ، تعديل النهار ( التفهيم ص 177 ) ، و تعديل الايام ( التفهيم 219 ) مىباشد كه از مباحث نجوم است و ابو ريحان شرح آنها را آورده . در چهار مقاله نيز آمده است : « اما علم هيأت [ علمى است ] كه شناخته شود اندرو حال اجزاء عالم علوى و سفلى و اشكال و اوضاع ايشان و نسبت ايشان با يكديگر و مقادير و ابعادى كه ميان ايشان است ، و حال آن حركات كه مر كواكب راست و افلاك را ، و تعديل كرهها و قطعههاى دايرهها كه به دو اين حركات تمام مىشود » ( چهار مقاله 88 ) .
ص 187 س 3 و در مسألهاى كه پرسند ضميرى . . . : در باب مسئلهء ضميرى ، رك . ص 409 همين كتاب : « حكم ضميرى » .
ص 187 س 4 - 6 مولد ، طالع زرع ، مسقط النطفه : ابو ريحان در باب اين اصطلاحات نوشته است : « هر چيزى را وقتست كه آغاز او از ان جا گيرند و دليل از ان طالع گيرند كه اندران وقت بوده باشد . و شكلهاى كواكب اندرو . و حكم حالهاش از ان بيرون آرند . و اندرين باب به نبات و به حيوان و جز به مردم مشغول نباشند . و او را دو ابتداست : يكى وقت كشتن و او را مسقط النطفه خوانند . و ديگر وقت برآمدن و آن زادنست و او را مولد خوانند . » ( التفهيم 518 - 519 ) . نيز در باب اين كه « مولد چون بجاى بايد آوردن و عملش چگونه است ؟ » نوشته است : « چون بچه از مادر جدا شود ، ارتفاع آفتاب بگير ، اگر روز باشد . و طالع و درجهء او بيرون آر ، كه آن طالع مولدش باشد . و گر شب بود ، ارتفاع كوكبى گير از
قابوس نامه ( فارسى ) — صفحة 422
مساهمون: عنصر المعالي كيكاووس بن اسكندر بن قابوس بن وشمگير
ص٤٢٢