از آنها كميت عمر مولود استخراج مىشود . اما هيلاج يكى از امور پنجگانه است در صورتى كه با شرايط ديگر كه در كتب نجوم بشرح گفتهاند جمع شده باشد . . . اما كدخداه كوكبى است كه مستولى بر موضع هيلاج باشد به اين معنى كه صاحب خانهاى بود كه هيلاج در آن است يا صاحب شرف يا صاحب حظ ديگر از حظوظ پنجگانه . . .
مسعود سعد متوفى 515 فرمايد :
مدت عمر تو صد سال دگر خواهد بود * من نمىگويم اين حكم خود از هيلاج است »
( التفهيم 520 / 1 ح )
در چهار مقالهء نظامى عروضى آمده است : « اما چون طالع مولود رصدى و كدخداى و هيلاج درست بود و منجم حاذق و فاضل ، آن حكم هر آينه راست آمد » ( چهار مقاله 100 ) . كلمهء هيلاج از فارسى و عربى به زبان انگليسى راه يافته و به صورت
Hyleg
به كار رفته است ( تعليقات چهار مقاله 285 ) . براى اطلاع بيشتر درين باب ، رك . التفهيم 519 - 520 متن و حواشى و تعليقات چهار مقاله ، دكتر محمد معين ، ص 284 - 292 و ترجمهء توضيحات ادوارد براون ورالف شرلى
Ralph Shirley
و گرنلد
W . Gornold
درين باب و مفاتيح العلوم خوارزمى چاپ مصر ص 133 . در تعريف عطيت ابو ريحان نوشته است : « اگر [ كدخداه ] به وتد باشد ، عدد بزرگ دهد . و به مسايل وتد ، عدد ميانه . و به زايل ، عدد خرد . و اين آن عددهاست كه سالهاى كواكب گفتيم . و به مقدار حال كدخداه اندر قوت و ضعيفى ، اين عدد سال باشد . آنگاه كه ضعيفتر باشد ماه باشد و روز و ساعات . و اين عطيت كدخداى است . و بود كه به منحست يا به ضعيفى پارهاى از ان اوفتد . آنگاه هر سعدى كه به دو نگرد از دوستى و قبول ، عدد خويش خردترين بر آن بفزايد از سال يا ماه بحسب قوت و ضعيفى . و هر نحسى كه به دو نگرد از دشمنى ، عدد خويش خرد از وى كم كند همچنان . و اين زيادات است و نقصانات » ( التفهيم 520 - 521 ) . آقاى همايى چنين نوشتهاند كه عطيه براى استخراج مدت عمر مولود است و به حسب بودن كدخداه در وتد و مايل وتد و يا زايل وتد ، قسمت مىشود به عطيهء بزرگ و ميانه و خرد ، مثلا عطيهء بزرگ شمس 120 سال است ( التفهيم 521 / 6 ح ) . بعبارت ديگر « عطيت : بخشى كه جهت تعيين عمر مولود به هر كوكب دهند » ( فرهنگ فارسى دكتر محمد معين ) .
ص 186 س 12 راندن سيرهاى پنجگانه : در ضبط كلمهء « سير » ميان نسخهها اختلاف است ؛ در مورد ديگرى ( ص 186 / 3 ح همين كتاب ) نيز چنين بود . ظاهرا منظور اصطلاح نجومى « تسيير » است . اين كلمه در لغت بمعنى راندن ، روانه كردن و بيرون كردن است و ابو ريحان در التفهيم ( ص 524 - 525 ) از ان ياد كرده