دفع القوه خوانند . يا به بهرهء علوى باشد او را دفع الطبيعه خوانند . . . يا سفلى به بهرهء خويش باشد و علوى را اندران جاى او همى بهره بود پس او را دفع الطبيعتين خوانند زيرا كه هم طبع خويش و هم طبع علوى به دو همىدهد . و اين دفع الطبيعتين نيز آن را گويند كه سفلى اندر حيز خويش بود و به علوى پيوندد كه هم به حيز خويش باشد حيزى نه مخالف و لكن سفلى و علوى هر دو روزى باشند يا هر دو شبى .
و اين از جهت آن دفع الطبيعتين نام كردند كه حيز تمام نشود مگر به دو معنى پس اين دو معنى همىدهد . » ( التفهيم 495 - 496 ) . آقاى همايى در توضيح نوشتهاند :
« مشهور ميان علماى تنجيم در دفع قوت آنست كه كوكبى در حظى باشد از حظوظ خود قوى حال چون به كوكب ديگر پيوندد قوت خود او را دهد و اگر هر دو در حظوظ خود باشند چنان كه ماه در سرطان و عطارد در سنبله هر يك قوت خود ديگرى را دهد و آن را دفع قوتين خوانند و دفع طبيعت آنست كه كوكبى در حظ ديگرى باشد چون به صاحب حظ پيوندد طبيعت خود او را دهد و اگر هر كدام در حظ ديگرى باشند چنان كه ماه در سنبله و عطارد در سرطان هر يك طبيعت خود ديگرى را دهد و آن را دفع طبيعتين خوانند و اگر هر يك در حيز خود باشد و به ديگرى پيوندد آن را نيز دفع قوت خوانند و دفع طبيعت هم . و حظ يا بهره چنان كه در متن و حواشى پيش گذشته پنج است به اين ترتيب : خانه و شرف و مثلثه و حد و وجه » ( جلال همايى ، التفهيم 496 / 6 ح ) .
ص 186 س 10 انتكاث : در باب اين اصطلاح نجومى ، ابو ريحان نوشته است : « و اما انتكاث تفسيرش شكافتن است و معنيش آنست كه سفلى آهنگ پيوند علوى كند و پيش از آن كه تمام شود اين سفلى راجع شود و باز گردد و آن پيوند شكافته آيد . » ( التفهيم 494 ) .
ص 186 س 10 اعراض : گمان مىرود « اعتراض » درست باشد كه در نسخهء ل و ن نيز آمده است بعلاوه اصطلاحى نجومى به صورت « اعراض » به نظر نرسيد ولى ابو ريحان در بيان معنى اعتراض چنين نوشته است : « و اما اعتراض بمعنى بازداشتن است . و اين آنست كه سفلى آهنگ پيوند كند بر علوى و با اين علوى اندر برج كوكبى باشد سوى آخر برج ازو و ميانه بود اى از ان علوى سفلىتر و از ان سفلى علوىتر و پيش از ان كه پيوند آن سفلى تمام شود اين ميانه كوكب راجع شود و سوى علوى آيد و برو گذرد تا آن سفلى ناچاره برو پيوندد نه بدان علوى نخستين . . . » ( التفهيم 493 ) .
ص 186 س 10 قوت : ابو ريحان درين مورد نوشته است : « قوت و سستى ستارگان چونست ؟
پيش ازين حالهاى ايشان از آفتاب و يك از ديگر وز فلكهاى ايشان وز فلك البروج
قابوس نامه ( فارسى ) — صفحة 417
مساهمون: عنصر المعالي كيكاووس بن اسكندر بن قابوس بن وشمگير
ص٤١٧