برجها درجات است كه شرف بدان منسوب است . و مردمان اندرين به خلافند .
گروهى گويند كه شرف بدان درجه است و بس . و هست كه شرف به درجهاى چند پيش از ان درجه همى نهد ( نسخه بدل : نهند ) . و گروهى شرف را از اول برج دارند تا درجهء شرف . و هست كه همه برج شرف دارد و درجه غايت او . . . و هبوط ستاره اندر آن برج بود كه برابر برج شرف اوست بهم چندان درجات شرف .
و به هبوط اندر ستاره تباه بود فرومايه شده . » ( التفهيم 397 - 399 ) .
ص 186 س 7 خانهء و بال : « هر برجى كه برابر خانهء ستاره بود وبالش بود . و به پارسى پتياره خوانند . » ( التفهيم 397 ) .
ص 186 س 7 فرح [ ستارگان ] : « فرح شادى بود و ستارگان شاد باشند به قوت و سعادت خويش و خوش منش گردند و چون به بهرههاى خويش شوند . و نيز شاد باشند كه به جلب و حيز خويش باشند . و نيز شاد بوند بر دورى از آفتاب كه با نيكى بود چون علويان كه مشرق شوند و چون سفليان كه مغرب شوند اندر استقامت . . . » ( التفهيم 486 ) .
ص 186 س 7 حزن : ظاهرا مقابل فرح ستارگان است . ابو ريحان اسد و عقرب و جدى را برجهاى تاريك و با انده شمرده كه شايد با اين موضوع ارتباطى دارد ( التفهيم 322 ) .
ص 186 س 7 اوج و حضيض : اوج بلندترين درجهء كوكب بخصوص آفتاب است و حضيض بر خلاف آن . ابو ريحان نوشته است : « اوج بلندترين جاى است كه آفتاب به دو رسد از كرهء خويش . . . پس اين نقطهء دور را به هندوى اوج خوننداى بلندى . و همچنان به يونانى افيجيون خوانند ، اى دورترين دورى . و نقطهء نزديك را به يونانى افريجيون خوانند اى نزديكترين دورى و به تازى حضيض خوانند ، اى فروترين جاى » ( التفهيم 116 ؛ نيز رك . ص 135 - 136 : « اوجهاى ستارگان كجااند ؟ » .
ص 186 س 7 بنگر در حالات : شايد هم صورت صحيح ضبط نسخهء اساس « بنگر درجات » بوده است ، رك . 11 ح
ص 186 س 8 اقبال و ادبار : ابو ريحان درين باب نوشته است : « اقبال و ادبار كدامند ؟ اقبال بودنست [ يعنى بودن ستاره است ] اندر وتدها زيرا كه اوتاد دليل كون و بودنست و همچنان چون اعتدال ميان طبعها . و ادبار بودن است به خانهاى زايل كه اين خانها دليل زايل شدن و تباهىاند و بجاى بيرون آمدن طبعها از اعتدال . . .
و اين اقبال و ادبار يكسان نهاند همچنان كه اوتاد نيز يكسان نهاند و لكن برتر و فروتر هست اندر شرف و فضيلت » ( التفهيم 486 - 487 ) .
ص 186 س 8 نظر : « نظر اتصال است » ( گاهنامهء سيد جلال الدين طهرانى ، تهران 1312 ،
قابوس نامه ( فارسى ) — صفحة 414
مساهمون: عنصر المعالي كيكاووس بن اسكندر بن قابوس بن وشمگير
ص٤١٤