ص 186 س 6 جانبات : آقاى همايى اين كلمه را محرف اصطلاحى ديگر گمان ميكنند .
ص 186 س 6 نهبهر : « نهبهره : تقسيم دايرهء منطقة البروج به نه قسمت و هر يك از ان قسمتها را به يكى از ستارههاى آن قسمت نسبت دادن » ( فرهنگ نفيسى ) .
ص 186 س 6 ارباب مثلثات : ابو ريحان در بيان اين كه « مثلثها كدامند ؟ » نوشته است :
« آن برجها كه طبع ايشان يكى است بهر دو كيفيت ، نهادشان اندر فلك بر زاويههاى مثلث متساوى الاضلاع است . وزين جهت برجهاى مثلثه را يك چيز شمرند هر چند سهاند و حكم ايشان يا يكى باشد يا نزديك يك به ديگر . . . » ( التفهيم 351 - 352 ) . نيز در باب ارباب مثلثات آمده است : « هر مثلثه را به روز خداونديست و به شب ديگر . و سوم هنباز با ايشان هم به شب و هم به روز . اما مثلثهء آتشى خداوندش به روز آفتابست و به شب مشترى . و انباز ايشان به روز و به شب زحل . و اما مثلثهء خاكى زهره به روز خداوندش و قمر به شب . و انباز ايشان مريخ . و مثلثهء هوائى خداوندش به روز زحل و به شب عطارد . و هنباز ايشان مشترى . و مثلثهء آبى خداوندش به روز زهره و به شب مريخ . و انباز ايشان قمر . » ( التفهيم 399 ) .
ص 186 س 6 حد : ابو ريحان دربارهء حدود نوشته است : « حدود چه چيزند ؟ هر برجى را به پنج پاره كردند بر قسمتى نه راست و لكن كمتر و بيشتر و آن را به پارسى مرز خوانند » ( التفهيم 409 ) .
ص 186 س 6 صورت : ابو ريحان در جواب اين كه « وجوه چه چيزند ؟ » نوشته است : « هر سيكى را از برج وجه خوانند و سه بهر نيز . . . » ( التفهيم 403 ) و نيز نوشته است :
« صورت چيست ؟ هم وجوهند بعينه . و اين وجوه را صورت از بهر آن نام كردند كه هر يكى از روميان و هندوان و بابليان صورتهاى مردم و جز مردم ياد كردند با هر وجهى كه برآيند . اما روميان ياد كردند كه از صورتهاى ثابتان كه چهل و هشتاند اندران وجه همىافتند . و اما اين دو ديگر گروه صورتها ياد كردند با كردارها و نيت و عزمهاى كه دانسته آمد از ان كه غرض ايشان دلالت است بر خاصيتهايى كه اندران جايها افتد تا حكم از ان بيرون آرند » ( التفهيم 404 ) .
نيز نوشتهاند : « صورت فلكى مجموعهاى از چند ستاره كه شكلى را نمايد ؛ مانند دب اكبر و دب اصغر كه صورت خرسى را ظاهر سازند . » ( فرهنگ فارسى دكتر محمد معين ) .
ص 186 س 7 شرف و هبوط : ابو ريحان در توضيح اين كه « شرف و هبوط ستارگان كدامند ؟ » نوشته است : « اين برجهاى است كه ستارگان را همچنان است چون ملكان را نشست گاه و جايگاه عز . و اندرين برجها نامبردار و بلند همىگردند . و اندرين
قابوس نامه ( فارسى ) — صفحة 413
مساهمون: عنصر المعالي كيكاووس بن اسكندر بن قابوس بن وشمگير
ص٤١٣