و ضمير بجاى آورد . » ( چهار مقاله 90 ) . شايد دو حكايت از فصل نجوم در كتاب چهار مقاله كه در اولى يكى از ائمهء اسلام در مجلس مأمون به يعقوب اسحق كندى يهودى - كه او را به نجوم مىشناخت - گفت : « بر پارهاى كاغذ چيزى نويسم ، اگر تو بيرون آرى كه چه نبشتم ترا مسلم دارم و يعقوب از عهده برآمد » يكى از همين حكمهاى ضميرى باشد . عبارت مذكور در فوق نيز از همين حكايت نقل شده است ( چهار مقاله 90 - 91 ) ؛ و حكايت دوم آن است كه سلطان محمود غزنوى « به شهر غزنين بر بالاى كوشكى در چهار درى نشسته بود بباغ هزار درخت ، روى به ابو ريحان كرد و گفت : « من ازين چهار در از كدام در بيرون خواهم رفت ؟ حكم كن و اختيار آن بر پارهء كاغذ نويس و در زير نهالى من نه ! » و ابو ريحان نيت او را دريافت و بر كاغذ نوشت كه « ازين چهار در هيچ بيرون نشود ، بر ديوار مشرق درى كنند و از ان در بيرون شود » و پيشبينى او درست شد ( چهارمقاله 91 - 92 ) .
ص 185 س 12 برج : در معنى برج - كه هر يك از دوازده قسمت منطقة البروج است - ابو ريحان چنين نوشته است : « چون منطقة البروج را به دوازده بخش راست قسمت كنى و ابتدا از نقطهء اعتدال بهارى دارى و بر جايگاههاى بخشش دايرههاى بزرگ بگذارى ، اين شش دايره يكديگر را ببرند و جمله شوند بر هر دو قطب منطقة البروج و كره به دوازده پاره شود همچون خربزهء دوازده پهلو . و هر پهلوى از ان برجى باشد . » ( التفهيم 75 ) . هر يك از اين دوازده قسمت منطقة البروج نامى داشته است ازين قرار : حمل ، ثور ، جوزا ، سرطان ، اسد ، سنبله ، ميزان ، عقرب ، قوس ، جدى ، دلو ، حوت .
ص 186 س 1 خانه : « منطقة البروج به دوازده بخشش ناهموار قسمت كرده همىآيد . . . و آن را خانهها خوانند » ( التفهيم 205 ) .
ص 186 س 4 درجهء مبتز مسعود : در باب مبتز ابو ريحان نوشته است : « مبتز چيست ؟ مبتز چيره بود و بر دو گونه آيد : يكى مطلق و اين آنست كه قويترين كوكبى باشد اندر وقت و بسيارترين شهادتها اندر جاى خويش به فلك و ستارگان و حالهايى كه از افق اوفتد .
و ديگر گونه مقيد بود و اين آنست كه هم قوى و خوب حال بود و شهادتهاى او بر يك چيزى باشد از آن چيزها كه اندر دوازده خانهاند . » ( التفهيم 484 ) ؛ جاى ديگر هم درين موضوع نوشته است : « و اما مبتز هر خانهاى كوكبى باشد كه شهادتش اندر ان خانه بسيارتر بود ، پس مبتزى او را غلبه بود . » ( التفهيم 527 ) . اما مراد از مسعود ظاهرا همانست كه ابو ريحان بعنوان « درجتهاى سعادت افزاى » نوشته است :
« اما درجههاى سعادت افزاى آنست كه چون خداوند نوبت از شمس و قمر يا درجهء طالع يا سهم سعادت اندران افتد سعادت افزايد » ( التفهيم 423 ) .
قابوس نامه ( فارسى ) — صفحة 410
مساهمون: عنصر المعالي كيكاووس بن اسكندر بن قابوس بن وشمگير
ص٤١٠