نه درست و نه بيمار خوانند بدان خوانند كه بيمارى رفته بود و قوت باز ناآمده آنگاه نه درست بود نه بيمار » .
ص 184 س 15 از ان سبب را كه معجزهء پيغامبرى مرسل بوده است : آ . كرى ( ص 325 / 29 ح ) درين مورد نوشته است احتمال مىرود كه منظور نويسنده اشاره به موضوع شق القمر و معجزهء پيغمبر اسلام ( ص ) باشد .
ص 185 س 3 - 4 علم احكام : منظور علم احكام نجوم است يعنى « علم پيشگويى حوادث آينده از اوضاع كواكب
Astrologie
» ( فرهنگ فارسى دكتر محمد معين ) . آ . كرى آن را به
La science des pronostics
ترجمه كرده است ( ص 326 ) .
ص 185 س 7 مقوّمى : يعنى « تقويم نوشتن و استخراج تقويم » : « از اعمال نجوم مولودگرى دانستى و در مقوميش اشكال بود كه هست يا نه ؟ » ( چهار مقاله 96 ) .
ص 185 س 8 طالع : ( -
Ascendant
چهار مقاله 282 تع ) « طالع ( در احكام نجوم ) جزوى از منطقة البروج ( برج ) كه بر افق شرقى است ، حين ولادت مولود يا سؤال سايل . اثر هر طالع از بروج دوازدهگانه در نحوست و سعادت على حده است » ؛ نيز بمعنى « پيشگويى سرگذشت كسان » ( فرهنگ فارسى دكتر محمد معين ) . ابو ريحان نوشته است : « طالع آن بود كه اندر وقت بافق مشرق آمده باشد از منطقة البروج . برج را برج طالع خوانند و درجه را درجهء طالع » ( التفهيم 205 ) .
ص 185 س 9 نمودارات : جمع « نمودار » اصطلاح نجومى است ؛ در شرح آن ابو ريحان نوشته است : « منجمان از بهر آن كه اندر تخمين و حرز كردن وقت كم خلاف اوفتد اندر برج طالع چون بپرسيدن آگاهى دهند و احتياط كرده آيد و لكن محتاجاند بدرجهء طالع ، پس راهها كردند و نامشان نمودار كردند كه بدان درجهاى بيرون آيد و چنان گيرند كه او درجهء طالعست . و از نمودارها نمودار بطلميوس بيشتر به كار دارند . » ( التفهيم 530 - 531 ) . امروز نيز نمودار در رياضى به كار مىرود مثلا براى نمايش برخى معادلات در هندسهء ترسيمى .
ص 185 س 10 [ حكم ] مولدى : اصطلاح نجومى است ؛ ابو ريحان نوشته است : « هر چيزى را وقتست كه آغاز او از ان جا گيرند و دليل از ان طالع گيرند كه اندر ان وقت بوده باشد . . . و او را دو ابتداست يكى وقت كشتن و او را مسقط النطفه خوانند . و ديگر وقت برآمدن و زادنست و او را مولد خوانند . » ( التفهيم 518 - 519 ) .
ص 185 س 11 [ حكم ] ضميرى : اصطلاح نجومى است ؛ ابو ريحان نوشته است : « خبىّ آن بود كه پنهان كرده آيد اندر مشت . و ضمير آنست كه چيزى انديشد و پيدا نكند بسؤال .
و منجمان را اندرين بعاجل الحال فضيحت باشد و خطاى ايشان اندرو بيشترست از اصابت » ( التفهيم 538 ) : « كواكب را تقويم كرد و در بروج ثابت كرد و شرايط خبى