تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قابوس نامه ( فارسى ) — صفحة 391

مساهمون:

ص٣٩١
زوزنى نوشته است : « الشركة و الشرك : هنباز شدن با كسى » ( كتاب المصادر 316 ) ؛ هنباز و همباز در ترجمهء تفسير طبرى و همبازى در التفهيم ( 36 ، 56 ، 361 ، 399 ) و نيز همبازى در رسالهء حى بن يقظان آمده است (
Lazard 166
) ؛ « اين هر دو بمعنى يكديگراند و هنباز ببودن كوكب روزى بروز زبر زمين و بشب زيرزمين » ( التفهيم 484 ) . ص 169 س 9 تا وقت حيف ازو حيف برگيرد و بر وى حيف نكند : حيف در لغت بمعنى بىداد كردن است ( المصادر زوزنى 183 ) . در نسخهء ن چنين است : « تا وقت حيف ازو حيفى نرود » و آقاى سعيد نفيسى « حيف » را « ضرر » معنى كرده‌اند ( قابوس‌نامه ص « لط » ) ولى در منتخب قابوسنامه ( 181 / 9 ، 10 ح ) به همان ستم و بيداد تعبير نموده‌اند . ص 169 س 14 اما در نامهء نيازمندان زنهار نخورد : زينهار خوارى بمعنى نقض عهد و پيمان شكستن و خيانت كردن است در مقابل زينهار دارى كه معنى آن پابند بودن به عهد و پيمان و وفادارى و امانت است . آ . كرى در ترجمهء قابوسنامه (
P . 308 . n . 6
) بمناسبت موضوع‌نامه رساندن بازرگانان در مقام توضيح نوشته است : « قبل از تأسيس نامه رسانى و پست منظم نامه‌ها به تاجرانى داده مىشد كه بواسطهء كارهاى تجاريشان با كشورهاى بيگانه ارتباط داشتند و آنان نيز هيچوقت از اين خدمت خوددارى و مضايقه نمىكردند . مردم بومى ، هنوز امروز ( تاريخ چاپ كتاب 1886 م . است ) هم در داخلهء كشور براى رساندن نامه‌هاى خود به خانواده‌هاشان بازرگانان و صرافان را واسطه قرار مىدهند . » ص 169 س 15 خبر اراجيف : اراجيف جمع ارجاف است بمعنى خبرهاى موحش و نيز خبرهاى بىاصل . ص 169 س 17 قماشه : بمعنى مال التجاره و كالاست . ص 170 س 4 رصدبانان : آقاى سعيد نفيسى رصدبان را مستحفظ راه معنى كرده‌اند ( قابوس‌نامه ص « لط » ) . رصد در لغت به صورت اسمى بمعنى راه و طريق هست و هم به صورت صفتى بمعنى مراقب و نگهبان است ؛ درين جا با پسوند « بان » همان صورت اسمى كلمه مرادست چنان كه آقاى سعيد نفيسى هم آن را به همين صورت گرفته‌اند . اشتينگاس رصد « 1 » و رصد « 2 » را مراقبت ( راه و ستارگان ) معنى كرده است و نيز رصد « 2 » را مأمور مراقب راه . آ . كرى ( ص 301 ) « رصد داران » را از روى چاپ هدايت به
les agents du fisc
ترجمه كرده است .
هامش
( 1 ) - به فتح اول و سكون ثانى ( 2 ) - به فتح اول و ثانى
قابوس نامه ( فارسى ) — صفحة 391 | عنصر المعالي كيكاووس بن اسكندر بن قابوس بن وشمگير / غلامحسين يوسفي