تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قابوس نامه ( فارسى ) — صفحة 386

مساهمون:

ص٣٨٦
ص 161 س 17 اگر از دانشمندى بدرجهء بزرگتر افتى : دانشمند درين مورد بمعنى فقيه است : « و لكن دانشمندان اندر شاخه‌هاى فقه روز از سپيده دميدن دارند » ( التفهيم ص 69 بنقل از فرهنگ فارسى دكتر محمد معين ) ؛ حافظ گويد :
مشكلى دارم ز دانشمند مجلس بازپرس * توبه فرمايان چرا خود توبه كمتر مىكنند
( ديوان حافظ 135 ) ص 161 س 18 حمول : درين جا يعنى شكيبا و با حوصله و بردبار . ص 161 س 18 آهسته : بمعنى اهل رفق و مدارا و نرم و آرام : « آورده‌اند كه سخت نيكوصورت نبود ، ليكن سبز چهره‌اى شيرين بوده است ، متناسب اعضا و خوش حركات و خردمند و آهسته » ( دربارهء اياز است ؛ چهار مقاله 55 ؛ نيز رك . ص 294 همين كتاب : « آهستگى » . ص 162 س 6 طبرستان : « بفتح اول و دوم و كسر سوم ، از : طبر + ستان ( پسوند مكان ) لغة ناحيهء طبر ( تپور ) ها . ياقوت گويد : طبرستان در بلاد معروف به مازندران است و من نمىدانم از چه تاريخ بنام مازندران ناميده شده زيرا اين نام را در كتب قديم نيافتم و فقط از افواه مردم طبرستان كلمهء مازندران را شنيده‌ام و شك نيست كه مفهوم هر دو لفظ يكى است . بلاد طبرستان مجاور گيلان و ديلميان و واقع بين رى و قومس ( كومش ) و دريا ( بحر خزر ) و شهرهاى ديلم و گيلان است « معجم البلدان » . طبرستان را مورخان عرب به مازندران اطلاق كرده‌اند و آن از شمال به درياى خزر ، از جنوب به سلسله جبال البرز ، از مشرق به گرگان و از مغرب به گيلان مربوط است . شهرهاى عمدهء آن عبارت بود از : آمل ، سارى ، چالوس ، رويان و بارفروش . نام قديم اين ايالت
Tapuristan
است و اين نام را در سكه‌هاى اسپهبدان ( اخلاف ساسانيان ) با حروف پهلوى و همچنين در مسكوكات حكام عرب آن ناحيه ( كه از جانب خلفاى بغداد حكومت يافته‌اند ) مىبينيم » ( دكتر معين ، حواشى برهان قاطع ؛ نيز براى اطلاع بيشتر رك .
G . Le Strange , The Labds of the Eastern Caliphate , chap . XXVI , 368 - 376
و ترجمهء فارسى ص 393 - 401 ) . ص 162 س 6 قاضى القضاة ابو العباس رويانى : در تاريخ طبرستان نوشته است : « قاضى القضاة ابو العباس رويانى ، هنوز ( ظاهرا در 613 ه . تاريخ تأليف كتاب ) قضاء طبرستان در خاندان اوست ، بعهد شمس المعالى قابوس بجمله ولايت حاكم شريعت او بود و مفتى و صاحب تصنيف ، و حكايات قضاء او بسيارست يكى آنكه . . . » ( بهاء الدين محمد بن حسن بن اسفنديار ، تاريخ طبرستان 1 / 123 - 124 ) . سپس همين حكايت قابوس‌نامه را آورده است . آقاى سعيد نفيسى پس از نقل