تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قابوس نامه ( فارسى ) — صفحة 384

مساهمون:

ص٣٨٤
ص 159 س 13 خبر آحاد : اين كلمه اصطلاح علم حديث و اصول است ؛ خبر آحاد يعنى حديثى كه بتوسط يك تن روايت شده باشد . ص 159 س 14 خبر متواتر : متواتر در لغت يعنى پىدرپى و از پى هم و خبر متواتر اصطلاح علم حديث و اصول است يعنى حديثى كه مكرر روايت شده باشد . ص 159 س 14 مجتهد باش : مجتهد از مصدر اجتهادست و اصطلاحى فقهى است . مجتهد كسى است كه مسائل شرعى را بقياس از كلام اللّه و حديث و اجماع بر طبق شرائطى كه در مبانى شرع مقررست استنباط و اظهار نظر كند : ص 159 س 15 : خواهى كه سخن بسيط گردد : بسيط درين جا بمعنى گسترده ، گشاده و فراخ است يعنى اگر خواهى سخن به درازا كشد . ص 159 س 16 طرد و عكس : اصطلاحى فلسفى و منطقى است يعنى مطلبى را به صورتى بيان نمايند و بعد معكوسش كنند : « چنان كه گويند : هر آتشى گوهرى تابنده و سوزنده است و هر گوهرى تابنده و سوزنده آتش است » ( فرهنگ فارسى دكتر محمد معين ) . ص 159 س 17 پسين : مقابل پيشين است بمعنى آخر و مؤخر ؛ در ترجمهء تفسير طبرى « پسينان » بجاى « آخرين » به كار رفته است (
Lazard 196
) و نيز نماز پسين بمعنى نماز عصر در مقابل نماز پيشين ( - نماز ظهر ) استعمال شده ؛ فردوسى نيز گفته است :
نخستين فطرت پسين شمار * تويى خويشتن را ببازى مدار
ص 159 س 17 خبر : بمعنى حديث و گفتار پيغمبر و ( به اعتقاد شيعيان ) امام است ؛ رك . دو يادداشت ابتداى همين صفحه : « خبر آحاد و خبر متواتر » . ص 159 س 18 قياس : قياس يكى از انواع استدلال است يعنى « ذهن را از كلى به جزئى يا از اصل به نتيجه و از قانون به موارد آن برساند » ( دكتر سياسى ، روان‌شناسى تربيتى 257 ؛ براى اطلاع بيشتر از انواع آن رك . فرهنگ فارسى دكتر محمد معين و فرهنگ علوم عقلى دكتر سيد جعفر سجادى ) . اما درين جا منظور اصطلاحى فقهى است و « عبارتست از ان كه در شريعت حكمى براى امرى معلوم باشد و بعد امور ديگرى را كه با آن اتحاد در علت داشته باشد بر آن قياس كنند و همان حكم را نسبت به آن امور صادر نمايند . اين اصل بعدا ( بعد از ابو حنيفه نعمان بن ثابت ) توسعه يافت و بر تمام مواردى اطلاق مىشد كه نسبت به آنها نصى وجود نداشت و فقيه با قياس بر موازين شرعى و مقتضيات دين احكامى در باب آنها صادر مىكرد . به اين ترتيب قياس بتدريج مرادف رأى قرار گرفت و رأى و قياس يعنى آن كه فقيه بر اثر طول ممارست خود در احكام شرعيه اين ملكهء نفسانى را حاصل كرده باشد كه بتواند با دقت در امور و علل و اسباب آنها احكامى كه منطبق بر شريعت و سازگار با آن باشد نسبت به آنها صادر كند . پس شرط اصلى رأى و قياس اجتهادست » ( دكتر صفا ،