« و همى بينى كه خالان و قرابتان ما را چه رنجه همىدارند » . نظامى نيز گفته است :
من كآمدهام درين خرابات * پيوند بريدم از قرابات
( بيت نظامى ، نقل از لغتنامهء دهخدا )
ص 136 س 17 معونت كنان : معونت بمعنى يارى كردن است و معونت كنان يعنى مددكاران .
ص 137 س 6 دفن البنات من المكرمات : در چاپ هدايت وليوى « مكرمات » ( با راء مشدد ) نوشته شده ولى بقياس معنى و شعر سنائى « مكرمات » ( به فتح اول و سكون ثانى و ضم راء ) مناسبتر مىنمايد . نظير اين ابيات است :
چنين گفت دانا كه دختر مباد * چو باشد بجز خاكش افسر مباد
( فردوسى )
چه نكو گفت آن بزرگ استاد * كه وى افگند شعر را بنياد
آنكه را دخترست جاى پسر * گر چه شاهست هست بد اختر
( سنائى ، نقل از امثال و حكم 2 / 627 )
مرحوم دهخدا در حاشيه نوشتهاند : « در معنى اين حديث گفتهاند كه مراد از دفن بنات بشوى دادن آنانست » ( امثال و حكم 2 / 627 / 3 ح ) . سنائى گفته است :
آنكه او را دهيم ما صلوات * گفت كالمكرمات دفن بنات
نظير : نعم الختن القبر . درين جا نيز مرحوم دهخدا چنين اظهار نظر كردهاند :
« هر دو خبر با صريح قرآن مخالف و به قواعد و موازين تعادل و تراجيح مصنوع و ساخته باشد : «
وَ إِذَا الْمَوْؤُدَةُ سُئِلَتْ . . .
سورهء 81 آيهء 8 ؛
وَ لا تَقْتُلُوا أَوْلادَكُمْ خَشْيَةَ إِمْلاقٍ نَحْنُ نَرْزُقُهُمْ وَ إِيَّاكُمْ
، سورهء 17 ، آيهء 33 ؛
وَ لا تَقْتُلُوا أَوْلادَكُمْ مِنْ إِمْلاقٍ . . .
سورهء 6 آيهء 152 » ( امثال و حكم 1 / 273 ) .
ص 137 س 8 در وجه برگ وى كن : برگ بمعنى ساز و اسباب و لوازم و دستگاه : « بوقت بازگشتن پانصد درم صلتى يافت ، برگ ياران بساخت و بر در شهر بنبشست كه « قيمت يك روزه جمال پانصد درم است » ؛ در گلستان سعدى ( چاپ فروغى ص 6 ) آمده است :
برگ عيشى به گور خويش فرست * كس نيارد ز پس تو پيش فرست
( كليله و دمنه 412 / 13 )
ص 137 س 10 دوشيزه : بمعنى بكر است اعم از مرد يا زن چنان كه وقتى درين جا صفت « داماد » مىشود يعنى مردى كه هنوز زن نگرفته باشد . كمى پايينتر مىنويسد : [ شهربانو ] گفت : شوى من اين بايد كه باشد كه دختر دوشيزه را شوى دوشيزه بايد و من هرگز شوى نكردهام و او زن نكرده است » ( ص 138 همين كتاب ) . زمخشرى نيز در بيان