تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قابوس نامه ( فارسى ) — صفحة 366

مساهمون:

ص٣٦٦
شعر نمىماند در حاشيهء صفحه ، ضبط چاپ هدايت را نقل كرده‌اند : « هر كه او مردست جفت از زن كند » و در همهء كتاب نيز بيش از يك بار از لبيبى ياد نشده است . بنابرين معلوم مىشود در نسخهء آقاى سعيد نفيسى ذكرى از لبيبى و مصراع مزبور نبوده است و ايشان با توجه به چاپ هدايت نام لبيبى را آورده‌اند . در نسخهء اساس - كه از همه نسخه‌هايى كه مىشناسيم قديمىتر است - اين قسمت چنين آمده است : « بىشك آخر ترا هم زن و فرزند بود چنان كه كسى گويد : هر كه او مردست جفت او زن بايد » ( ص 128 همين كتاب ) ازين قرار مىتوان پنداشت كلمهء « كسى » را در نسخه‌اى كه هدايت در اختيار داشته يا در تصحيح و چاپ به صورت « لبيبى » آورده‌اند زيرا اين دو كلمه به آسانى با هم اشتباه مىشوند . بعلاوه بايد توجه كرد كه در نسخهء ن و نسخهء اساس جملهء منظور صورت مصراعى را ندارد و به نثرست . ضبط نسخهء قابوسنامه كتابخانهء ليدن ( - نسخهء ل ) نيز چنين است : « چنان كه لبنى گويد هر كومردست جفت او زن بايد » و در نسخهء پ همچنين مىخوانيم : « چنان كه گفته‌اند هر كه مرد است او را زنى باشد » ؛ نسخهء ب اين جمله را ندارد . بعلاوه در چاپ آقاى ليوى آمده است : « بىشك آخر ترا زن باشد و فرزندان چنان كه گويند : هر كه مردست جفت او زن بود » ( ص 72 ) . آقاى دكتر عبد المجيد بدوى هم قسمت منظور را در چاپ خود ( تهران ، ابن سينا 1335 شمسى ) چنين ضبط كرده است : « بىشك آخر ترا زن باشد و فرزندان ، چنان كه گويند : هر كه مردست ، جفت او زن بود » ( ص 109 ) . بنابر قرائن بالا ، بنده گمان مىكنم كه جملهء مورد نظر مصراعى از بيتى نيست بلكه شايد در اصل به نثر بوده است و بعيد نيست در نسخهء هدايت كلمهء « كسى » باشتباه « لبيبى » نوشته و يا خوانده شده و بدين صورت بطبع رسيده باشد و جملهء پس از ان را نيز به صورت مصراعى اصلاح كرده باشند تا صورت سخن با گوينده - كه لبيبى شاعر تصور شده است - متناسب باشد حتى حرف « ع » را بعلامت مصراع پس از جملهء « لبيبى گويد » افزوده‌اند . عجالة نويسندهء اين سطور باستناد نسخه‌هاى مختلف و دلائل مذكور در فوق چنين تصور مىكند كه نه اين كلمه « لبيبى » است و نه اين جمله مصراعى است ازو مگر آن كه دليل و قرينه‌اى ديگر بر خلاف اين پيدا شود و يا مثلا جايى اين مصراع لبيبى را پيدا كنيم ؛ البته اين نيز محتمل است كه همان ضبط نسخهء هدايت درست باشد و ديگران خطا كرده باشند بخصوص كه كلمهء مورد نظر در نسخهء ل ، به « لبيبى » بىشباهت نيست ، و اللّه اعلم . ( براى تفصيل بيشتر ، رك . يادداشتى در تصحيح متون ، بقلم نگارنده ، نشريهء فرهنگ خراسان ج 5 ش 1 - 2 ( دى ماه 1342 ) ص 19 - 21 ) . ص 129 س 9 شرمناك : بمعنى شرمگين است .
قابوس نامه ( فارسى ) — صفحة 366 | عنصر المعالي كيكاووس بن اسكندر بن قابوس بن وشمگير / غلامحسين يوسفي