و گرسنگى » ( منتهى الارب ) ولى به نظر مىرسد معنايى كه دزى براى آن نقل كرده است سعار يعنى « هارى -
rage
» متناسبتر باشد ( دزى 1 / 655 ؛ نيز رك . سعارة ) . در چاپ هدايت سعال بمعنى سرفه كردن است كه آ . كرى آن را به
toux
ترجمه كرده ( ص 225 ) .
ص 128 س 1 رهصه : « سودگى سم ستور از سنگ و جز آن » فرس رهيص و فرس مرهوص :
اسب سوده سم از سنگ و جز آن را گويند » ( منتهى الارب ؛ نيز رك . زوزنى ، المصادر 238 / 1 ح ؛ نهاية الارب 10 / 32 ) آ كرى نيز آن را به
blessure de la fourchette
جراحت سم اسب ترجمه كرده است ( ص 222 ، 225 )
ص 128 س 1 بره : در نسخهء اصل بدون نقطه است ؛ صورتهاى برة ، بره ، پره ، ترة ، تره ، ثرة ، ثره ، نرة ، نره ، يرة ، يره هيچكدام معنى مناسبى ندارد جز بره بمعنى پرگوشت و نازك پوست شدن ( منتهى الارب ) . آيا اين معنى مرادست ؟ آ . كرى اين كلمه را قره خوانده و به
la rogne
يعنى جرب ترجمه كرده است ( ص 222 ، 225 ) .
براى مزيد اطلاع بايد افزود كه كلمهء « يره » - كه لفظى تركى است - در لهجهء بخارايى بمعنى زخم به كار مىرود ( لهجهء بخارايى 460 ) ولى معلوم نيست كه اين لفظ ، همان كلمه باشد .
ص 128 س 5 بهى : درين جا صفت است بمعنى نيكو و زيبا .
ص 128 س 8 سبق بردن : در مسابقه پيروز شدن و پيش افتادن است .
ص 128 س 10 چنان كه كسى گويد . . . نخستين چاپ قابوسنامه كه بتصحيح مرحوم رضا قليخان هدايت و همراه مقدمهاى ازو بضميمهء تزوك تيمورى بسال 1285 قمرى در تهران منتشر شده است ظاهرا حاوى مصراعى از لبيبى است . در پايان باب بيست پنجم ، يعنى در همين عبارت مذكور در فوق ، وقتى نويسنده خواسته است مطلب را به « باب بيست و ششم اندر زن خواستن » پيوند دهد ، نوشته است : « و بىشك ترا هم زن و فرزند بود روزى چنان كه لبيبى گويد ع : هر كه او مرد است جفت از زن كند ، و السلام » ( ص 112 ) . آ . كرى نيز در ترجمهء فرانسوى خود به همين صورت متن را ترجمه كرده و در حواشى باختصار از لبيبى سخن رانده است ( ص 222 ، 225 / 10 ح ) . در چاپ آقاى سعيد نفيسى - كه در سال 1312 شمسى بر اساس نسخهاى مكتوب بسال 750 هجرى ( - نسخهء ن ) با مقدمه و حواشى منتشر شده اين قسمت چنين آمده است : « بىشك آخر ترا زن باشد و فرزند ، آن چنانك [ لبيبى گويد ] : هرك مردست جفت او زن بود » ( قابوسنامه 92 ) . بنا بر آنچه آقاى سعيد نفيسى در مقدمه ( ص « كد » ) نوشتهاند جملهء [ لبيبى گويد ] را از چاپ هدايت افزودهاند و چون جملهء بعد موزون نيست و به