تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قابوس نامه ( فارسى ) — صفحة 364

مساهمون:

ص٣٦٤
« ففاس » بوده است كه آقاى سعيد نفيسى آن را به « قفاص » تصحيح كرده‌اند و « القفاص : . . . داء يصيب الدواب فتيبس قوائمها » ( اقرب الموارد ) بمعنى بيماريى كه قوائم ستور را خشك مىكند . يك كلمهء ديگرى هم نزديك به اين صورت وجود دارد و آن اقعس است بمعنى اسبى كه پشت او پست و پس او بلند باشد ( منتهى الارب ) : « فاذا اطمأن صلبه و ارتفعت قطاته فهو أقعس » ( فقه اللغة و سر العربية 242 ؛ نيز رك . نهاية الارب 10 / 28 ) ؛ « اقعس : سينه بيرون آمده » ( مقدمة الادب 1 / 215 ) . بنابرين كلمهء مورد نظر يا فعاش است و يا يكى از صورتهاى مذكور در فوق . ص 127 س 12 ديوه : در نسخهء اساس چنين است و معنى روشنى براى آن به نظر نمىرسد جز آن كه ديوه و ديوك در لغت بمعنى زالو و كرم ابريشم است و شايد معنى نخستين ( زالو ) مرادست يعنى اسبى كه مثلا هنگام آب نوشيدن زالو خورده باشد . ضبط نسخه‌هاى ل و ب : « ربو » بدون نقطه است . ممكنست « ربو » خوانده شود بمعنى تنگى نفس . ص 127 س 12 معل : ضبط و معنى اين كلمه هم روشن نيست . معل در لغت معانى مختلفى دارد كه درين جا مناسب نمىنمايد . آيا ممكنست « معل » باشد ؟ بمعنى « خصى كردن خر را » ( منتهى الارب ) . دزى نيز در بيان معنى معل نوشته است : آن كه فقط يك خايه دارد : «
qui n'a qu'un seul testicule
» ( دزى 2 / 602 ) . آقاى سعيد نفيسى نيز در مورد دو كلمهء اخير ( ن : رئوم و معل ) نوشته‌اند كه براى آنها معنايى نيافته‌اند ( قابوس‌نامه 91 / 19 ح ) . آ . كرى هر دو كلمه را با هم « ربود معل » خوانده و به
l'asthme
تنگى نفس ترجمه كرده است ( ص 221 ، 225 ) . ص 127 س 12 عصاص : در نسخهء اساس و ديگر نسخه‌ها بدون نقطه است . شايد عضاض است بمعنى گزيدن اسب ( منتهى الارب ) . آقاى سعيد نفيسى نيز چنين ضبط كرده‌اند ( قابوس نامه 91 / 20 ح ) . دربارهء عضوض نوشته‌اند : « اذا كان يعض المتعرض له فهو عضوض » ( فقه اللغة و سر العربية 244 ؛ نيز رك . نهاية الارب 10 / 31 ) . ص 127 س 12 ستل : ضبط اين كلمه در نسخهء اساس چنين است و در همه نسخه‌ها با يكديگر فرق دارد ؛ ستل در لغت يعنى متابعت و پيروى از ديگران ( اقرب الموارد ) كه درين جا معنى مناسبى ندارد . اگر چنان كه در نسخهء ل آمده ، صورت صحيح كلمه سعال باشد بمعنى سرفه كردن است . ص 127 س 12 شفشى : آقاى سعيد نفيسى « سفسى » ، « سفتنى » و « سفتى » را معنايى نيافته‌اند . آ . كرى اين كلمه را « سفتى » خوانده است . شفشى نيز در فرهنگها به نظر نرسيد آيا اين كلمه ارتباطى دارد با « شفش و شفش » بمعنى « آماسى در دستهاى اسب كه از خوردن آب زياد عارض گردد » ؟ ( فرهنگ نفيسى ) . ص 127 س 12 سعار : دربارهء اين كلمه نوشته‌اند : « سعار كغراب گرمى آتش و سختى گرسنگى
قابوس نامه ( فارسى ) — صفحة 364 | عنصر المعالي كيكاووس بن اسكندر بن قابوس بن وشمگير / غلامحسين يوسفي