بمعنى كجى و ناراستى . « خوهل كژ بود ضد راست . بو شكور بلخى گويد :
بس از ژاژ و خوهل آورى پيش من * همت خوهل پاسخ دهد پيرزن
( لغت فرس 313 ، نقل از حواشى برهان قاطع )
اما نكتهء ديگر آن كه كلمهء خوهل و متفرعات آن لفظى فارسى است و در متن قابوسنامه با توجه به جملهء « بپارسى كمان پاى خوانند » گويى كلمهء « خول » پارسى نبوده است ؟ !
ص 126 س 3 اسب قالع : « دائرة القالع دائرهء پشت اسب كه زير نمد زين باشد و آن مكروه است . فرس مقلوع اسب كه بر پشتش دائرهء قالع باشد » ( منتهى الارب ) : « دائرة القالع :
التى تكون تحت اللبد » ( نهاية الارب 10 / 16 ) . و بقولى دايرهايست در فرودسر كتف اسب كه آن را شوم مىدانند ( اقرب الموارد ) . آقاى سعيد نفيسى نيز نوشتهاند : « گرهى كه از موى اسب بر پشت آن به زيرزين باشد » ( قابوسنامه 89 / 5 ح ) . بنابرين منظور از اسب قالع اسبى است داراى اين صفت و نيز در دنبالهء جمله آن را توصيف كرده است .
ص 126 س 4 كاهل : « ميان دو شانه ، ميان دوش و گردن » ( مقدمة الادب 1 / 186 ) : سر كتف و استخوان برآمدهء كرانهء دوش ستور » ( فرهنگ نفيسى ) ؛ منوچهرى گفته است :
برآوردم زمامش تا بناگوش * فروهشتم هويدش تا به كاهل
( منوچهرى ، ديوان 55 )
ص 126 س 4 گردبا : صورت درست اين كلمه - كه درين جا مكرر آمده - چندان روشن نيست ازينرو ضبط نسخهء اساس در متن و ضبط نسخه بدلها در حاشيه عينا نقل شد . اين كلمه در نوروزنامه ( ص 54 س 16 ) بدون نقطه آمده : « گردنا » و آقاى مجتبى مينوى روى آن علامت استفهام گذاشتهاند ولى در تعليقات ( ص 131 ) « گردنا و گردناى » نوشتهاند بمعنى گرد بودن و مدور بودن و ساختمان آن را از نوع « تنگنا و درازنا و فراخنا » دانستهاند . در چاپ جديد نوروزنامه ( رسائل خيام ، نوروزنامه ، رسالهء وجود ، باهتمام مهرداد اوستا ) با آن كه عين چاپ آقاى مينوى است در صفحهء 97 اين كلمه را بى هر توضيحى « گردپا » چاپ كردهاند : « اما آنچه فرخنده بود از نشانهاى اسپ يكى آنست كه بر جاى حكم نشان دارد كه پارسيان آن را گردپا خوانند مبارك بود و فرخ » . در كليات آثار پارسى حكيم عمر خيام ( ص 364 چاپ محمد عباسى ) اين كلمه « گردپا » نوشته شده است . در قابوسنامه چاپ آقاى سعيد نفيسى - كه بر نسخهء ن مبتنى است - در مورد اول اين كلمه « كردبا » و در مورد دوم « كردنا » نوشته شده است و ايشان در حاشيه افزودهاند : « در اصل درين موضع نقطه ندارد و در موضع ديگر كردناى و از ظاهر عبارت پيداست كه گره موى اسب را كه بر اندام آن باشد معنى مىدهد ولى چنين كلمهاى در لغت نيست » ( قابوسنامه 89 / 7 ح ) . نويسندهء