قبچاق بار تولد در دائرة المعارف .
ص 114 س 16 غز : نام طايفهاى ديگر از اقوام زرد پوست آسياى مركزى و تركان شمالى كه « اوغوز » نيز ناميده شدهاند . در حدود العالم در باب « ناحيت غوز » آمده است : « ناحيتيست مشرق وى بيابان غوز و شهرهاى ماوراء النهر و جنوب بعضى هم ازين بيابان ، و ديگر درياى خزرانست و مغرب و شمال او رود آتل است و مردمانى شوخروى و ستيزهكارند و بدرگ و حسودند و گردندهاند بر چراگاه و گياخوار [ به ] تابستان و زمستان و خواستهء ايشان اسبست و گاو و گوسفند و سلاح و صيد اندك . و اندر ميان ايشان بازرگانان بسيارند و هم از غوز و هم ازيشان هر چيزى را كه نيكو بود و عجب بود نماز برند ، . . . و ايشان را هيچ شهر نيست و مردمانى با خرگاه بسيارند و مردمانىاند با سلاح و آلات و دليرى و شوخى اندر حرب و ايشان بهر وقتى به غزو آيند بنواحى اسلام بهرجايى كه افتد و بر كوبند و غارت كنند و زود بازگردند . و هر قبيلهاى را ازيشان مهترى بود از ناسازندگى با هم » ( حدود العالم 86 - 87 ؛ نيز رك . صورة الارض ، ابن حوقل ، ص 14 ؛ تاريخ ادبيات در ايران 2 / 77 ببعد ؛ و
Cl . Cahen , G . Deverdun , P . M . Holt , Ency . de i'Islan , 2 ed . , II , 1132 - 1137
ص 114 س 17 ختنى : ختن سرزمينى است كه در آثار ادب فارسى به مشك خوب و حسن - خيزى شهرت يافته است . « در نقاط دوردست تركستان ، كه يكى از ايالات چين بشمار مىرود و « سين كيانگ » خوانده مىشود ، واحهاى قرار دارد كه شمالش را صحرا و جنوبش را كوههاى بلند فراگرفته و آن شهر ختن است كه دو رود يكى « رود يشم سياه » و « رود يشم سفيد » از ان مىگذرد و اين خطه در نظر مردم چين سرزمين سنگ يشم است . زبان مردم ختن درين ايام يكى از انواع زبان تركى است كه در نواحى بسيار بسط دارد و ليكن علماى انسان شناسى در شمايل و خصائص نژادى ساكنان سراسر آن ناحيه هر چه دقيقتر مطالعه كرده بر آن عقيدهاند كه اصل سكنهء اين مرز و بوم ترك و يا تبتى نيست بلكه ايرانى و از نژادى است كه آن را در اصطلاح طبقهبندى انسان شناسى « مردم كوهستان آلپ » مىنامند » ( براى اطلاع بيشتر ، رك . « كشور ختن » بقلم پروفسور ه .
و . بيلى
H . W . Bailey
در مجلهء روزگار نو ، ج 4 [ 1945 ] ش 3 ص 46 - 55 ) .
در حدود العالم راجع به ختن نوشته است : « ختن - ميان دو رودست اندر حدود وى مردمانىاند وحشى و مردم خوار و بيشترين خواستهء ايشان قزست و ملك ختن را هيأتى بزرگست خويشتن را عظيم الترك و التبت خواند . و بر حدى است كه