همين باب بيست و يكم ( ص 103 س 6 ) نيز آمده بود : « و چون بهنگام دربايستى خرج كنى . . . » ؛ « اين جمله ساخته شد كه يك درم سيم نه دربايست بود و نه زيادت آمد » ( اسرار التوحيد 79 ) .
ص 105 س 13 هزينه كردن : بمعنى خرج كردن و صرف كردن است : « و آنكسها كه هزينه كنند خواستهاى ايشان به روى مردمان . . . » ( ترجمهء تفسير طبرى 1 / 297 ) .
ص 105 س 15 مقامر : از مصدر مقامره يعنى قمار باز ؛ سنائى گفته است :
اى كم زن مقامر بد باز بىهنر * خواهى كه كم نبازى ياد نگارگير
( ديوان سنائى 297 )
ص 105 س 17 تن آسانى : بمعنى آسودگى و خوشى است ؛ سعدى گويد :
ايها الناس جهان جاى تنآسانى نيست * مرد دانا به جهان داشتن ارزانى نيست
( كليات سعدى 434 )
ص 106 س 2 دانگ : واحد وزن و معرب آن دانق است معادل هشت حبه و برابر دو قيراط ( رسالهء مقداريه ، فرهنگ ايران زمين ج 10 ص 414 ) وقتى واحد مساحت قرار گيرد شش يك هر چيزى است .
ص 106 س 17 درم اوام داده : اوام و افام بمعنى قرض و وام است و در فرهنگها و متنها آمده (
› azard 177
صورت پهلوى آن
apam
است ( رك . حواشى برهان قاطع ) :
« صد دينار ديگر بسخت و بداد و گفت در وجه اوام شيخ كن » ( اسرار التوحيد 118 ) .
ص 106 س 19 تا باستقضا دوستى منقطع نشود : استقضا بمعنى « وام باز دادن خواستن » ( منتهى الارب ) و تقاضاى حق خود را كردن است .
ص 107 س 4 و ازين قبل هميشه توانگر باشى : ازين قبل يعنى ازين جهت و بدين سبب ؛ نيز رك . ص 327 كتاب حاضر : از ان قبل . . .
ص 108 س 5
إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُكُمْ أَنْ تُؤَدُّوا الْأَماناتِ إِلى أَهْلِها
: قرآن ، سورهء 4 ( النساء ) آيهء 61 : « كه خداى مىفرمايد شما را كه بگزاريد امانتها سوى اهل آن » ( ترجمهء تفسير طبرى 1 / 301 )
ص 108 س 6 - 7 ردوا
الْأَماناتِ إِلى أَهْلِها
: امانتها را به صاحبانش بازگردانيد .
ص 109 س 3 صد دينار در آستين داشت : در روزگار قديم در آستين جامه چيزى كوچك كه مىگنجيده است مىنهادهاند مانند زر و جز آن ؛ در اسرار التوحيد آمده است :
« آن جوان در حال آستين بازداشت و گفت : دست در آستين درآر و بردار چندان كت دربايست است ، در وجه گفت شيخ صرف كن . من دست در آستين وى بردم و يك كف زر سرخ برداشتم . ( اسرار التوحيد 79 ) . كتاب موجز كمى نيز - كه