ميت را به « زياى گويا ميرا » و حى ميت را به « زياى ميرا » به فارسى ترجمه كرده است .
ص 101 س 12 زردشت را پرسيدند . . . : در باب جملهاى كه از قول زردشت نقل شده ، آقاى دكتر معين نوشتهاند : « بديهى است كه انتساب جملهء فوق به زردتشت ، مؤسس مزديسنا - كه نمونهء گفتار او در گاتها ( به زبان اوستايى كهن ) ديده مىشود - به هيچ وجه صحيح نيست و در اعصار اسلامى غالب تعليمات دينى را كه در كتب پهلوى و پازند درج شده ، مستقيما به شخص زردشت نسبت دادهاند » ( مزديسنا و ادب پارسى 1 / 220 - 221 ) .
ص 101 س 12 - 13 زياى گويا ، زياى گويا ميرا ، زياى ميرا : در باب مفهوم اين كلمات ، رك . ص 335 همين كتاب : « حى ناطق ، حى ناطق ميت ، حى ميت » . زيا ، گويا ، ميرا هر سه كلمه مركب از ريشهء فعل + ا ( پسوند صفت فاعلى و صفت مشبهه ) است . در هداية المتعلمين فى الطب آمده است : « و باز از وجه تحليل بالحد چنان بود كه گفته آيد به حد آدمى كه آدمى زندهء گويا و ميراست » ( هداية - المتعلمين 16 يادداشت آقاى دكتر متينى ) . در ترجمهء تاريخ طبرى ( تاريخ بلعمى ) نيز « زندهء گويا ميرا » به كار رفته است (
lazard 353
.
ص 103 س 3 فراز آوردن مال : فراز آوردن بمعنى فراهم آوردن و گرد كردن است : « فراز آورد گونهگون سيم و زر » ( شاهنامهء فردوسى ، نقل از فرهنگ فارسى دكتر محمد معين ) . فراز آمدن بمعنى فراهم آمدن و گرد شدن كمى پايينتر به كار رفته است .
ص 103 س 8 هم روزى اسپرى شود : « اسپرى » همان كلمهء « سپرى » است كه امروز متداول است و درين جا يعنى : به پايان رسيده و نيست شده و معنى جمله اينست كه گنج قارون هم روزى به پايان مىرسد .
ص 103 س 10 و اگر چه چيز بسيار بود تو بتقدير و بتدبير به كار بر : بتقدير درين جا يعنى به اندازه و از روى حساب .
ص 104 س 1 رنج بردار باش از انچه چيز از رنج گرد شود : رنج بردار بمعنى رنجكش است تلفظ آن را با ضم باء
ranj bordar
ضبط كردهاند ( فرهنگ فارسى دكتر محمد معين ، لغتنامهء دهخدا ) . فردوسى گفته است :
بدانش بود بىگمان زنده مرد * خنك رنج بردار پاينده مرد
بدان تا تن رنج بردارشان * بياسايد از جنگ و پيكارشان
كجا آن حكيمان و دانندگان * همان رنج بردار خوانندگان
( نقل از لغتنامهء دهخدا )