( عهد ساسانى ) ، ايرانيان تعريف ارسطو را از انسان ، با تعريف روائى قديم خود درهم آميختند و به گيه مرتن كه تنها بمعنى و مفهوم « زندهء ميرا » بود از ان پس معنى « زندهء گوياى ميرا » دادند ، چنان كه در دينكرت
III
، 80 ، 3 ( به پيروى سنت ايران باستان ) كيومرث ، زنده ، گويا و ميرا خوانده شده :
(
Christensen , Le Premier homme et le premier roi , P . 80 , n . 1 .
) حمزهء اصفهانى در تاريخ سنى ملوك الارض و الانبياء آرد ( چاپ گوتوالد ) :
« گيومرث ، يعنى حى ناطق ميت » . بلعمى در ترجمهء طبرى مىنويسد ( ترجمهء زتنبرگ ج 1 ص 5 ) : « كيومرث يعنى زندهء گويا و فانى » . ابو ريحان بيرونى در آثار الباقية گويد ( چاپ زاخائو ص 99 ) : « و اما الفرس فانهم يسمون الانسان - الاول كيومرث و لقبه گرشاه اى ملك الجبل و قيل گل شاه اى ملك الطين ( رك .
يشتها ج 2 ص 44 ) اذ لم يكن حينئذ احد و قيل ان تفسير اسمه حى ناطق ميت . » كريستن سن گويد ( نخستين بشر و نخستين شاه ص 80 ح 1 ) : « شرحى كه دينكرت
III
، 80 ، 3 از گيومرد مىدهد كه او زنده ، گويا و ميراست درين جا بمنزلهء معنى اسم گيومرد به كار رفته ، هرچند كه معادل « گويا » در تركيب « گيه مرتن » وجود ندارد . » استاد بيلى در كتاب « مسائل زرتشتى در كتب قرن نهم » آورده است : « در دينكرت گيوك مرت
Gayokmart
به : زيوند كيه ، گواكيه ، ى ميراك
zivandakih gavakin i mirak
تعبير شده » و بيلى خود آن را به « زندگانى فانى و نشو و نما » ترجمه كرده است
( H . W . bailey Zoroastrian Problems in the Ninth century Books , Oxford 1943 , PP . 83 - 84 )
استاد مناس در معرفى كتاب بيلى ، در نامهء آسيايى نوشته است : « من تصور مىكنم كه در عبارت منقول از دينكرت ( 229 - 230 ) بايد گواكيه
goeakih
( بضم اول ) خواند بمعنى « قوهء نطق ، منطق » چه موضوع اين عبارات تعريف بشر است ( طبق تعريف يونانى ) كه هم از ناطقان جاويد ممتازست و هم از فانيان غير ناطق ، زيرا وى در آن واحد : زيوندك ، گواك ، ميراك
zivindak , gowak , mirak
است . مىتوان اين عبارت را با متون مورخان عرب و ايرانى - كه كريستن سن در كتاب نخستين بشر و نخستين پادشاه آورده و در آنها نام گيومرت را « حى ناطق و فانى » تعبير كردهاند و كريستن سن خود نيز اين تقارن را دريافته است - تطبيق كرد » رك .
( P . de Menasce , journal Asiatique , Tome CCXXXIV , Paris , PP . 338 - 339 )
( پايان قسمتى از مقالهء آقاى دكتر معين نقل از مجلهء يغما ج 1 ش 4 ص 181 - 185 ، تير 1327 ) . مؤلف قابوس - نامه ، كمى پايينتر سه اصطلاح مزبور يعنى حى ناطق را به « زياى گويا » ، حى ناطق