خاصيتهاى مردمى ازو آيد . » و هم او در كتاب منطق خود گويد ( از يادداشتهاى آقاى دكتر صديقى ) : « اذا رفعت الحيوانية و النطق ارتفع الانسان . » ( و نيز ابن سينا در كتاب الحدود آرد : « الجن هو حيوان هوائى ناطق مشف الجرم - ، از يادداشتهاى آقاى دكتر صديقى ، و بنا بر اين « حى ناطق » بر سه گروه اطلاق مىشود ) .
كيومرث : كيومرث اغلب در اساطير ايرانى نخستين بشر ( دينكرت ، كتاب هشتم فصل 13 بندهاى 1 - 4 بنقل از چهردات نسك اوستا . بند هشن فصل 3 بندهاى 1 - 26 ، فصل 4 بندهاى 1 - 5 ، فصل 10 بندهاى 1 - 4 و غيره . زاد سپرم فصل دوم 6 - 11 ، فصل سوم 1 - 2 و غيره . طبرى چاپ مصر ج 1 ص 76 ) و گاه نخستين پادشاه شناخته شده است . اين نام در اوستاگيه مرتن
Gaya maretan
آمده و مركبست از دو جزء : نخست گيه ، از همان ريشهء گى
gay
بمعنى جان و زندگى و زيستن و اين كلمه خود بتنهايى در اوستاگاه در مورد گيه مرتن ( كيومرث ) استعمال شده و در حقيقت مخفف آنست ( يشت 13 بندهاى 86 - 87 ، خورشيد نيايش بند 5 و ويسپرد 21 بند 2 ) . دوم مرتن از مصدر مر
mar
اوستايى ( مردن ) بمعنى مردنى ، درگذشتنى و فانى . از همين ريشه است مشه
masha
اوستايى و
marta
سانسكريت و
motros
يونانى و
martiya
پارسى باستان و
mart
و
martum
پهلوى و
mard
ارمنى و مرد و مردم و مردن پارسى . چون آدمى عاقبت درگذرد و بميرد ازينرو او را « مردنى ، فانى » خواندهاند . پس كلمهء مركب « گيه مرتن » بمعنى [ دارندهء ] زندگى فانى يا زندهء فانى است اين نام در پهلوى گيومرد
Gayomard
و گيومرت
Gayomart
و گيوك مرت
Gayokmart
خوانده شده و در پارسى گيومرث و كيومرث و در تازى كيومرث و جيومرث ضبط شده است ( يشتها تأليف آقاى پور داود ، ج 2 ص 41 - 45 و تاريخ طبرى چاپ مصر ج 1 ص 76 و 84 ) . بنا بر آنچه گذشت قول برخى از نويسندگان مانند فضل اللّه قزوينى در تاريخ معجم كه گويد : « معنى كيومرث بلغت سريانى ! حى ناطق است يعنى زندهء گويا . » و گفتار ميرخوند در روضة الصفا كه گويد : « كيومرث لفظى است سريانى ! و معنى آن زندهء گويا باشد . » از جهت معنى كاملا صحيح و از جهت سريانى بودن به كلى باطلست ( يشتها ج 2 ص 41 ) . ارسطو « انسان » را به « حيوان ناطق . . . » تعريف كرده است و از ان پس اين تعريف جامع و مانع مسجل گرديد و از يونانيان به ملل ديگر ، از جمله ايرانيان و تازيان ، رسيد . دانشمندان ايران باستان ، بشر را به « زندهء ميرا » تعريف مىكردند - هر چند كه اين تعريف جامع و مانع نيست - و نخستين بشر را كه مثال و نمونهء نوع خود مىدانستند به همين مناسبت « گيه مرتن » يعنى زندهء ميرا ناميدند . پس از دخول فلسفهء يونانى در ايران