تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قابوس نامه ( فارسى ) — صفحة 329

مساهمون:

ص٣٢٩
پيوست . . . چون با كاليجار وفات يافت » ( تاريخ طبرستان 2 / 18 ) و از افتادن او از اسب ذكرى نمىكند . ص 95 س 3 چرغ : آقاى دكتر محمد معين نوشته‌اند : « چرغ ( - چرخ ، صقر معرب ) . . . پرنده‌اى است شكارى ( -
Crecerelle
فرانسوى و
Cerchneis
لاتينى ) از ردهء شكاريان روزانه ، جزو راستهء عقابها كه جثه‌اش از باز و حتى از كلاغ معمولى نيز كوچكترست . استخوان تارس
Rapaces diurnes
پاى اين پرنده بلند و قوى و نيروى پنجه‌هايش متوسط و بالها و پرهاى دمش طويل است . چرغ برنگهاى خاكسترى با لكه‌هاى سياه و سفيد ديده مىشود ؛ چرخ ، صقر » ( فرهنگ فارسى دكتر محمد معين ) ؛ نيز رك . دكتر محمد مكرى ( كيوان‌پور ) : نامهاى پرندگان در لهجه‌هاى كردى ص 61 : « چرخ » : « اين پرنده را در كردستان سقر ( صقر ) هم مىنامند و صقر معرب كلمهء چرخ مىباشد . » ص 95 س 12 پادشاه را مجر سگ نبايد گرفتن : مجر ( به كسر اول و فتح ثانى و تشديد راء ) در فرهنگها به نظر نرسيد ، دزى ( 1 / 180 ) در معنى آن نوشته است :
trait , longue avec laquelle les chevaux tirent un carrosse
مجر بنا بر اين درين جا بند يا تسمه و قلاده‌اى كه به گردن سگ بسته باشد منظورست . ص 96 س 5 عمرو بن الليث : برادر و جانشين يعقوب ليث صفارى كه پس از درگذشت يعقوب بسال 265 ه . با معتمد خليفهء عباسى راه موافقت پيش گرفت و خليفه تمام ممالكى را كه به يعقوب داده بود به عمرو واگذار نمود و بدين ترتيب سلسلهء صفارى دوام يافت تا سرانجام در سال 287 ه . خليفه چون از عمرو بيم داشت امير اسمعيل سامانى را بر ضد او برانگيخت ، عمرو در جنگ شكست خورد و با سقوط او خاندان صفارى اقتدار خود را از دست داد اگر چه صفاريان تا 393 بر سيستان حكومت داشتند و بدست محمود غزنوى از ميان رفتند . عمرو پس از شكست يافتن از اسمعيل سامانى در بلخ زندانى شد سپس او را به بغداد فرستادند و پس از ان كه بيش از يك سال در ان جا گرفتار بود در هشتم جمادى الاولى سال 289 ه . كشته شد ، رك .
W . Barthold , Ency . de i'Islam , 2 e ed . I , 465 - 66
ص 96 س 7 از هر خر : منظور ازهر بن يحيى است كه نام او در تاريخ سيستان مكرر آمده و در لغت نامهء دهخدا همهء اين موارد نقل شده است . از جمله : « نسبت ازهر بن يحيى و حكايت آن : اما حديث از هر از ابتداء نسبت وى بگوييم : از هر بن يحيى ابن زهير بن فرقد بن سليمان بن ماهان ، و سليم ( كذا و ظاهرا : سليمان « بهار » ) برادران بودند و حاتم جد يعقوب و عمرو و على بود ، و سليم جد خلف بن الليث و آن ازهر بن يحيى ، و ازهر مردى گرد و شجاع بود و با كمال [ و ] خرد تمام