تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قابوس نامه ( فارسى ) — صفحة 328

مساهمون:

ص٣٢٨
ص 94 س 7 مرد اگر چه منظرانى بود : منظرى و منظرانى بمعنى مرد نيكو منظرست ( اقرب الموارد ، منتهى الارب ) ص 94 س 9 اسب رهوار : يعنى « اسب روندهء فراخ گام و خوش راه » ( برهان قاطع ) ص 94 س 12 كار كودكان و غلامان سراى باشد : « غلام سرايى ، غلامى زيبا روى كه خصى شده و در خدمت شاه بود » ( فرهنگ فارسى دكتر محمد معين ) . در كتابهاى فارسى بخصوص در تاريخ بيهقى اين كلمه مكرر به كار رفته است : « كار لشكر و غلامان سرايى و مرتبه‌داران حاجب بزرگ و سالاران بتمامى بساختند . . . چون صبح بدميد چهار هزار غلام سرايى در دو طرف سراى امارت به چند رسته بايستادند . » ( تاريخ بيهقى 288 ) . ص 94 س 14 جد پدر من امير وشمگير بن زيار : آقاى سعيد نفيسى در باب فوت وشمگير بن زيار چنين نوشته‌اند : « در سبب مرگ وشمگير بن زيار جمله مورخين همداستانند كه اسب سوار بود در راه خوكى به وى رسيد و اسبش رم كرد و از سر به زمين افتاد و بمرد ، ابو سعد احمد بن محمد بن عبد الجليل سگزى در كتاب جامع الشاهى در آخر كتاب در فصل « ذكر تاريخ الحوادث » كه تا حوادث سال 392 را ضبط كرده در سال 357 مىنويسد كه روز يكشنبه 24 محرم هنگامى كه وشمگير به رى مىرفت در راه خوكى به وى برخورد و اسبش رميد و از سر بيفتاد و بمرد » ( سعيد نفيسى ، قابوس‌نامه 253 ) . ص 95 س 1 پسر عم من امير شرف المعالى : آقاى سعيد نفيسى در معرفى وى چنين نوشته‌اند : « پدر مؤلف اسكندر بن قابوس بوده و وى دو عم داشته است : نخست منوچهر بن قابوس و دوم دارا بن قابوس و پدرش اسكندر پسر سوم قابوس بود از دارا پسرى در كتابها ننوشته‌اند و ظاهرا از وى كسى نمانده است و از منوچهر يگانه پسرى كه ذكر كرده‌اند همان انوشيروانست كه با كاليجار خوانده مىشده و از 420 تا 424 جانشين پدران خود بوده است ولى سبب مرگ وى را كتابها ذكر نكرده‌اند و ازين سطور معلوم مىشود كه وى شرف المعالى لقب داشته و از اسب افتاده و مرده است . در خاندان زيار چهار تن ازين گونه القاب داشته‌اند : نخست قابوس كه شمس المعالى لقب داشت ، دوم پسرش منوچهر كه فلك المعالى لقب گرفته بود ، سوم مؤلف همين كتاب كيكاوس بن اسكندر كه عنصر المعالى لقب داشته و چهارم بنا برين سطور با كاليجار انوشيروان منوچهر كه شرف المعالى لقب داشته است » ( سعيد نفيسى ، قابوس‌نامه 253 ؛ نيز راجع به او ، رك . تاريخ طبرستان 2 / 17 - 18 و تاريخ بيهقى بخصوص صفحهء 444 ببعد ) . ابن اسفنديار در پايان كار با كاليجار نوشته است « در سنهء احدى و اربعين و اربعمايه با كاليجار بدار البقا