تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قابوس نامه ( فارسى ) — صفحة 309

مساهمون:

ص٣٠٩
ص 68 س 7 معده اگر چه درست و قوى باشد : در نسخهء اسا كلمهء « درشت » واضح است و در ديگر نسخه‌ها « درست » آمده كه ظاهرا با معنى جمله مناسب‌تر مىنمايد . ص 68 س 12 تا طعام در معده بپخته باشد : در نسخهء اساس « بنخته » نوشته شده است كه بقياس ديگر نسخه‌ها « بپخته » نگاشته شد : « بيخته » نيز صورتى ديگرست كه مىتوان حدس زد ولى تناسب قراءت نخستين را ندارد . ص 68 س 13 تا چهار طبع تو از طعام نصيب برداشته بوند : كلمهء اخير از مصدر « بودن » است بمعنى « باشند » ، صورت التزامى فعل كه بعد ، از استعمال و رواج افتاده است . ص 68 س 14 سيكى خوردن : سيكى يا شراب مثلت - كه به صورت
Siki
و
Seyaki
هم تلفظ مىشود - شرابى است كه بر اثر جوشيدن دو سوم آن بخار شده و يك سومش باقى مانده باشد ، گاه نيز بمعنى مطلق باده به كار رفته است . ص 68 س 15 در مستى نقلان مكن كه نقلان نامحمود بود : « نقلان » در فرهنگها به نظر نرسيد ؛ در چاپ هدايت « نقلانى » است و در حاشيه از جايى به جايى نقل كردن معنى شده است . آ . كرى نيز آن را به همين صورت به زبان فرانسوى ترجمه كرده ( ص 118 ) . آقاى سعيد نفيسى در باب معنى آن نوشته‌اند : « دويدن بشتاب » ( منتخب قابوسنامه 77 / 4 ح ) ؛ ظاهرا از مادهء نقل است يعنى جابجا شدن ، نيز رك . امثال و حكم 2 / 961 ص 68 س 16 النقلة مثلة : ( مجمع الامثال 688 ) النقلة ، بمعنى انتقال و جابجا شدن است : « النقلة : الاسم من الانتقال القوم من موضع الى موضع » و هم بمعنى سخن چينى ( لسان العرب 11 / 674 ) . المثلة را نيز به آفت و عقوبت و تنكيل و رنج و عذاب معنى كرده‌اند . بنابرين معنى مثل آنست كه از جايى به جايى شدن [ در حالت مستى ] موجب آفت و ناراحتى است . نظير :
بر مدار از مقام مستى پى * سر همانجا بنه كه خوردى مى
( سنائى )
بشنو الفاظ حكيم پرده‌اى * سر بنه آنجا كه باده خورده‌اى
( مولوى ، امثال و حكم 1 / 279 - 280 و 2 / 961 ) نيز رك . دفتر اول مثنوى 1 / 211 ب 3426 ببعد : در بيان آن كه حال خود و مستى خود پنهان بايد داشت از جاهلان » . ص 69 س 1 آنچه زير آسمانه توان كرد : آسمانه بمعنى سقف خانه است ، سنائى گويد :
تا بود باغ آسمان گردان * چشم بر روى آسمانه منه
( سنائى ، ديوان 1013 )
از آسمانهء ايوان كسرى اندر قدر * ترا رفيع‌ترست آستانهء درگاه
( انورى ، ديوان 1 / 412 )
قابوس نامه ( فارسى ) — صفحة 309 | عنصر المعالي كيكاووس بن اسكندر بن قابوس بن وشمگير / غلامحسين يوسفي