نوشته است : « باصطلاح طب فساد غذا در معده و عدم تحليل و هضم آن با بروز بعضى عوارض مخصوص » ( فرهنگ نفيسى ) .
ص 65 س 2 بامداد بخلوت مسكنه بكند : در نسخهء اساس و نسخههاى ل و ب و پ « مسكنه » ضبط شده كه صورتهاى مختلف آن مفيد معنى مناسبى نيست و ظاهرا « مسكة » است بمعنى « آن قدر از غذا و شراب كه بر پاى نگاه دارد اندام را و بس باشد زندگانى را » ( منتهى - الارب ) . شايد « مسكهاى » را به صورت « مسكتهء » نوشتهاند ( چنان كه در چاپ هدايت نوشته شده ) و بعد تصحيف در ان راه يافته است . آ . كرى آن را به
Collation
( - چاشت ) ترجمه كرده و توضيحى درين باب داده است ( ص 112 ، 114 )
ص 65 س 2 و بكدخدايى خويش مشغول شود : كدخدا مركب است از : كد ، بمعنى خانه ، و خدا بمعنى صاحب و بر روى هم يعنى صاحبخانه . در لغت كدخدا را شخص « معتبر و كارساز و مهمگزار مردم و پادشاه » معنى كردهاند ( برهان قاطع ) . آقاى مجتبى مينوى در توضيح جملهء : « و گفتند اين پادشاه مردمان است اندرين زمين چنان كه آفتاب اندر آسمان . . . و گفتند اين كدخداى مردمان است اندر زمين چنان كه ماه اندر آسمان » ( در نوروزنامه ص 20 ) نوشتهاند : « صريح است در اين كه كدخدا بمعنى وزير هم استعمال مىشده ، و نظاير اين بسيارست من جمله در سياستنامه در مكالمهء ميان وزير بهرام گور و يكتن لشكرى ( ص 19 ) آن مرد لشكرى مىگويد :
« مرا حق خدمت باشد درين درگاه كارگل نبايد كرد ، اما ترا كدخدايى كردن پادشاه ببايد آموخت » ( نوروزنامه ص 93 ) . آقاى دكتر معين نوشتهاند : كدخدا « مباشر و كارگزار و وزير امرا را گفتهاند : « بهارگاه بود و امير ( ابو المظفر چغانى ) بداغگاه . . . و عميد اسعد كه كدخداى امير بود به حضرت بود و نزلى راست ميكرد تا در پى امير برود » ( چهار مقاله ص 58 ، نقل از حواشى برهان قاطع ؛ نيز رك .
فرخى سيستانى ، بقلم نويسندهء اين سطور : خواجه عميد اسعد ص 86 ، ابو سهل لكشن ص 121 ) درين جا ظاهرا كدخدايى بطور كلى يعنى ادارهء امور زندگانى و كارهايى كه مردم محتشم دارند .
ص 65 س 3 نماز پيشين : يعنى نماز ظهر : « پس اين نماز پنجگانه همه دو ركعت بودند ، آنگه ديگر باره در نماز پيشين و ديگر ( و ) شام و خفتن بيفزودند . » ( كشف الاسرار 1 / 148 ، نقل از فرهنگ فارسى دكتر محمد معين ) . گاه نيز هنگام نماز ظهر مرادست نه خود نماز : « نزديك نماز پيشين دو سوار رسيد فراوى از آن سورى » ( تاريخ بيهقى 484 ) و شواهد هر دو در كتابهاى نظم و نثر فراوان است .
ص 65 س 5 بر سر نان با مردمان حديث همىكن چنان كه در شرط اسلامست : حديث كردن بمعنى سخن گفتن است و جزء دوم جمله اشاره است به دستورى كه درين باب در اسلام آمده و در