ص 56 س 5 الشباب نوع من الجنون : يعنى جوانى نوعى ديوانگى است ، نظير : الشباب مطية - الجهل ( مجمع الامثال 312 ) ؛ الشباب جنون برئه الكبر ( امثال و حكم 1 / 253 ) ؛ و نيز يادآور اين بيت نابغهء ذبيانى است :
فانك كالليل الذى هو مدركى * فان مطية الجهل الشباب
( نهاية الارب فى فنون الادب 3 / 63 )
ص 56 س 8 چنان كه آن پير گفت : چندين سال خيره غم خوردم . . . : نظير اين مضمون را نظامى گنجهاى در خسرو و شيرين آورده است :
جوانى گفت پيرى را چه تدبير ؟ * كه يار از من گريزد چون شوم پير
جوابش داد پير نغز گفتار * كه در پيرى تو خود بگريزى از يار
ص 56 س 12 عسجدى : ابو نظر عبد العزيز بن منصور العسجدى شاعر دورهء غزنوى است كه بعد از سال 432 ه . در گذشته است . اين بيت كه در قابوسنامه به عسجدى نسبت داده شده در ديوان عسجدى - كه آقاى طاهرى شهاب تصحيح كرده و بطبع رساندهاند - مذكور نيست .
ص 57 س 4 درزى : مركب است از درز + ى ( نسبت ) بمعنى دوزنده و خياط ؛ انورى گويد :
من و سه شاعر و شش درزى و چهار دبير * اسير و خوار بمانديم در كف دو سوار
دبير و درزى و شاعر چگونه جنگ كنند * اگر چه چارده باشند و گر چهار هزار
( انورى ، ديوان 2 / 650 )
منوچهرى نيز گفته است :
گلنار ، همچو درزى استاد بركشيد * قوارهء حرير ، ز بيجادهگون حرير
( منوچهرى ، ديوان 34 )
ص 57 س 15 اگر در مستى جوانى محالى كنند و گويند : « محال ( اسم مفعول از احالة ، باب افعال از ح و ل ) بمعنى تغيير يافته از وجه راست ، و بنا برين باطل » ( مجتبى مينوى ، كليله و دمنه 327 / 1 ح ) : « ملك سوابق عهود را فرو گذاشت و محال دشمنان را در ضمير مجال تمكن داد » .
ص 58 س 2 بر پيران تماخره كنند : تماخره بمعنى مسخرگى و شوخى است و تماخره كردن ، ريشخند كردن و مسخره كردن است .
ص 58 س 8 جواب پيران مسكت باشد : مسكت از اسكات ( بمعنى ساكت و خاموش كردن ) يعنى سخنى كه طرف را وادار به سكوت كند ، عثمان مختارى گفته است :
در مجمع شاهان سخنش مسكته گوييست * بر عرصهء ميدان علمش نادره بازيست
( عثمان مختارى ، ديوان 550 )