تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قابوس نامه ( فارسى ) — صفحة 298

مساهمون:

ص٢٩٨
شاعرى در كتابهاى ديگر مطلقا نامى نيست و در مقدمه‌اى كه شاعر بر منظومهء خود به نثر نوشته است نامى از خويشتن نمىبرد . اين نسخه شامل 107 جمله و كلمه در نصايح است كه شاعر چهار بيت در بيان هر كلمه‌اى از آن سروده و اشعارى در مقدمهء آن گذاشته است كه روى هم رفته 466 بيت مىشود كه 91 بيت آن را مرحوم هدايت در مجمع الفصحاء انتخاب كرده و نسخهء كاملتر آن در مجلد اول از كتاب « منتخبات فارسى » فراهم شدهء شارل شفر مستشرق فرانسوى :
Charles Scheffer , Chrestomatie Persane , V . 1 , Paris 1883
از صحيفهء 200 تا 232 شامل 409 بيت چاپ شده . » ( سعيد نفيسى ، قابوس‌نامه 235 - 236 ) . بعد در سال 1313 ، آقاى سعيد نفيسى منظومهء اخير را با استفاده از ابيات مذكور در مجمع الفصحاء و كتاب منتخبات فارسى شارل شفر در مجلهء مهر ( سال دوم شمارهء 2 و 3 ) نقل كرده‌اند . در باب بديع بلخى ، شاعر نيمهء دوم قرن چهارم ، و موضوع انتساب اين منظومهء به او ، رك . دكتر ذبيح اللّه صفا ؛ تاريخ ادبيات در ايران 1 / 422 - 423 و نيز در باب پندنامه‌ها و آثار مربوط به انوشيروان رجوع شود به تحقيقات ارجمند آقاى دكتر محمدى : « كتاب التاج فى سيرة انوشروان » كتابى از خسرو انوشروان پادشاه ساسانى در سرگذشت و شرح كارهاى خويش » ، الدراسات - الادبية ج 3 ش 3 ( پاييز 1340 - خريف 1961 ) ص 237 - 264 ؛ ج 3 ش 4 ( زمستان 1340 - شتاء 1962 ) ص 345 - 378 . ص 50 س 14 پاى مزد آن كس باشد : پاى مزد ، حق قدم و مزدى كه بخصوص به قاصدان و پيادگان دهند . در مجمل التواريخ آمده است : « پس شمشيرى بيرون آورد غلافش به زر اندر گرفته ، گفت : به پاى مزد تو شايد » ؛ در تذكرة الاولياء عطار نيز هست : « روزى بطلب وام‌دارى رفته بود آن وام‌دار در خانه نبود چون او را نديد پاى مزد طلب كرد . زن وام‌دار گفت : شوهرم حاضر نيست و من چيزى ندارم كه ترا دهم . » ؛ « در ابتدا مال‌دار بود و ربادارى و به بصره نشستى و هر روز به تقاضاى معاملان خود شدى اگر سيمى نيافتى پاى مزد طلب كردى و نفقهء خود هر روز از ان ساختى . » ( تذكرة الاولياء ) .
همه پاى مزد غلامان تست * به من بر از امروز فرمان تست
( جلالى ، شواهد از لغت‌نامهء دهخدا ) ص 52 س 5 خردنگرش بزرگ‌زيان مباش : خردنگرش بمعنى كوتاه‌نظر و خرده‌بين و گاه دقيق و سختگير در جزئيات ؛ اين كلمه مركب است از : خرد + نگرش از مصدر نگرستن . جاى ديگر در باب سى و دوم در بازرگانى كردن ( ص 167 همين كتاب ) آمده است : « و خردنگرش نباشد كه خردنگرش بسيار زيان بود » . « نگرش » به صورت اسم مصدر به كار رفته از جمله : « پس ديدهء من از واسطهء ديدن او از من ديده بر دوخت و نگرش