ص 50 س 4 مأمون خليفه : خليفهء عباسى پسر هارون الرشيد كه مادرش ايرانى نژاد بود و از 198 تا 218 هجرى خلافت كرده و در سال اخير درگذشته است .
ص 50 س 6 اعضاهاى او را يافت : « اعضاها » از نوع ديگر جمعهاى عربى است كه با نشانهء جمع فارسى : ( ان ، ها ) به كار رفته است و نمونههاى آن درين كتاب و در آثار نظم و نثر قديم فراوان ديده مىشود . رك . سبكشناسى 1 / 380 ؛ دكتر معين ، مفرد و جمع 81 - 87 ؛ محمد پروين گنابادى : « عجايبها » ، مجلهء وحيد ج 2 ش 4 ص 68 - 70
ص 50 س 7 بر فراز تخت وى بر ديوار دخمه خطى چند بزر نبشته بود : آقاى سعيد نفيسى در اين مورد چنين نوشتهاند : « در زبان فارسى چهار مجموعهء نصايح منسوب به خسرو اول انوشيروان پادشاه ساسانى موجودست : يكى همين پندنامهايست كه مؤلف درين نسخه در باب هشتم جاى داده است ، ديگر رسالهايست باسم « ظفرنامه » شامل سؤالاتى كه انوشيروان از بزرگمهر وزير خويش كرده و جوابهايى كه وى داده است و ترجمهء فارسى آن را به شيخ الرئيس ابن سينا نسبت ميدهند و در مقدمهء آن مذكور است كه از زبان پهلوى در زمان سلطنت نوح بن منصور ( 366 - 387 ) پادشاه سامانى ترجمه شده و كرارا چاپ كردهاند . نسخهاى كه بيش از همه در دسترس است در ذيل تقويم تربيت براى سال 1307 تأليف آقاى ميرزا محمد على خان تربيت در تبريز در پاورقيهاى صحايف 4 تا 27 چاپ شده است . ديگر رسالهء كوچكى است باسم « اندرز انوشهروان خسرو كبادان » كه متن پهلوى آن نيز بدستست و آن نيز كرارا چاپ شده ، از ان جمله نسخهايست كه در ضمن كتاب « اخلاق ايران باستان » تأليف آقاى دينشاه ايرانى در بمبئى از ص 101 تا 102 مندرج است . چهارم رسالهايست باسم « پندنامهء انوشيروان » يا « كلمات افسر كسرى » و در مقدمهء آن چنين مسطورست : « داور دادآفرين كسرى را زرين افسرى بود ، به سنگ پنجاه من گوهر آذين ، ده پهلوى و بر هر پهلوى آن پندى چند خسروانه نگاشته تا نگرندگان از آن شمارى گيرند و بهنگام خود به كار بندند » و در هر يك از ان ده پهلوى كلماتى چند مندرج است . اين نسخه هم در شمارهء نهم سال دوازدهم مجلهء ارمغان ( ص 623 - 626 ) چاپ شده . اين پندها را شاعرى كه معلوم نيست كه بوده است و ظاهرا در قرن پنجم مىزيسته بنظم فارسى درآورده و باسم « راحة الانسان » موسوم كرده است و در ذيل هر كلمه يا جمله چهار بيت ببحر متقارب سروده است و آن جمله را عنوان قرار داده و باسم « پندنامهء انوشيروان » نيز ناميده مىشود . مرحوم هدايت در مجمع - الفصحاء ( ج 1 ص 174 - 175 ) اين منظومه را بنام محمد بن محمود بدايعى بلخى كه گويد از شعر اى معاصر سلطان محمود غزنوى بوده است درج كرده ولى از چنين
قابوس نامه ( فارسى ) — صفحة 297
مساهمون: عنصر المعالي كيكاووس بن اسكندر بن قابوس بن وشمگير
ص٢٩٧