تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قابوس نامه ( فارسى ) — صفحة 277

مساهمون:

ص٢٧٧
ص 14 س 10
وَ ما خَلَقْنَا السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ وَ ما بَيْنَهُما لاعِبِينَ ما خَلَقْناهُما إِلَّا بِالْحَقِّ
: سورهء 44 ( الدخان ) آيهء 38 و 39 : ما آسمانها و زمين و آنچه را بين آنهاست ببازيچه نيافريديم و آنها را جز به حق ( و بنا بر حكمت و مصلحت ) خلق نكرديم . ص 14 س 17
وَ فِي السَّماءِ رِزْقُكُمْ وَ ما تُوعَدُونَ
: سورهء الذاريات 51 / آيهء 22 : و روزى شما با آنچه به شما وعده دادند در آسمان ( مقدر ) است . در نسخه‌هاى ديگر بجاى اين آيه آيات ديگرى آمده كه ازين قرارست : ل و ب :
وَ ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ
( سورهء الذاريات 51 / آيهء 56 ) : جن و انس را نيافريدم مگر براى آن كه ( مرا ) بپرستند . ن و پ :
عَلَّمَ الْإِنْسانَ ما لَمْ يَعْلَمْ
( سورهء 96 « العلق » آيهء 5 ) : آموخت به انسان آنچه كه وى نمىدانست . ص 15 س 17 فريشتگان : فريشته بجاى فرشته در آثار قديمى از قبيل تاريخ بلعمى ، ترجمهء تفسير طبرى ، الابنيه عن حقائق الادويه ، هداية المتعلمين فى الطب ، تفسير كمبريج ، دانشنامهء علائى ، تاريخ سيستان ، قصص الانبياء و غيره مكرر به كار رفته است (
Lazard 185
) . از جمله رودكى گفته است :
ور چه دو صد تابعه فريشته دارى * نيز پرى باز و هر چه جنى و شيطان
( تاريخ سيستان 322 ) زمخشرى نيز در معنى « ملك » ، « فريشته » نوشته و جبرائيل ، عزرائيل ، ملك الموت و اسرافيل را « فريشتهء سروش ، فريشتهء مرگ ، آن فريشته‌اى كه چون رستاخيز فرا رسد در سرناى دمد » معنى كرده است ( مقدمة الادب 1 / 158 - 159 ) . اما در باب فرشته و فرسته مرحوم قزوينى نوشته‌اند : « فرسته - فرستاده . . . شايد فرشته . . . مرادف فرسته يعنى فرستاده باشد يا اسم مفعول فعلى ديگر منسى باشد ، در هر صورت هيأتش زياد به اسم مفعول مىماند ( يادداشتهاى قزوينى 1 / 70 ) . ص 15 ، 4 ح ، فريشتگان نيز در اين جمله با توجه به حديث زير مفيد معنى است : الايمان أن تؤمن باللّه و ملائكته و كتبه و رسوله و تؤمن بالجنة و النار و الميزان و تؤمن بالبعث بعد الموت و تؤمن بالقدر خيره و شره ( الجامع الصغير 1 / 104 ) . ص 16 س 7 تصديق بدل : در نسخهء اساس گاهى روى باء حرف اضافه فتحه گذاشته شده و معلوم مىشود كه تلفظ آن لا اقل در روزگار كاتب نسخه و بلكه در زمانى قديمتر نيز چنين بوده است ، زيرا در هداية المتعلمين فى الطب ، نسخهء كتابخانهء بادليان اوكسفورد مكتوب بسال 478 ه . ، هم نمونه‌هايى از ان ديده مىشود ؛ نيز : « بپراگند » ، « ببرد » ، « بدادمى » و يا « بطرقيد » ، « بدان » ، « براند » ( تفسير اسفراينى - همه جا به فتح باء است ) بعلاوه در الابنيه عن حقائق الادويه ، نسخهء كتابخانهء وين مكتوب