تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قابوس نامه ( فارسى ) — صفحة 276

مساهمون:

ص٢٧٦
چنين داد پاسخ سپهر بلند * كه اى مرد دانندهء بىگزند
چرا بينى از من همى نيك و بد ؟ * چنين ناله از دانشى كى سزد ؟ !
تو از من بهر باره‌اى برترى * روان را به دانش همىپرورى
خور و خواب و راى نشستن تراست * به نيك و به بد راه جستن تراست
بدين هر چه گفتى مرا راه نيست * خور و ماه ازين دانش آگاه نيست
از ان خواه راهت كه اين آفريد * شب و روز و آيين و دين آفريد . .
من از آفرينش يكى بنده‌ام * پرستندهء آفريننده‌ام
و نيز اين رباعى خيام را به ياد مىآورد كه گفته است :
نيكى و بدى كه در نهاد بشرست * شادى و غمى كه در قضا و قدرست
با چرخ مكن حواله كاندر ره عقل * چرخ از تو هزار بار بيچاره‌ترست
ص 14 س 3 تاوان بر زمين منه : تاوان بمعنى جريمه و غرامت است كه از كسى در برابر زيانى كه زده است مطالبه مىشود و درين جا تاوان بر كسى يا بر چيزى نهادن يعنى تقصير نهادن و گناه را به دو نسبت دادن : « پس آنچه شما كرديد تاوان آن چون بر ديگران مىنهيد ؟ » ، « آنچه شما رافضيان كرديد تاوان با ديگران چون مىنهيد ؟ » ( كتاب النقض 386 ، 387 نقل از لغت‌نامهء دهخدا ) . ص 14 س 4 اگر ستاره داد ندهد : داد دادن بمعنى حق چيزى را ادا كردن است ؛ منوچهرى گفته است :
بدادست داد از تن خويشتن * چو نيكو دلان و نكو محضران
كسى كو دهد از تن خويش داد * نبايدش رفتن بر داوران
( منوچهرى ، ديوان 68 ) ص 14 س 6 ايدون : در پهلوى به صورت
eron
و درين‌جا بمعنى چنين و اين‌چنين و در متنهاى قديمى فراوان به كار رفته است ( رك . سبك‌شناسى 1 / 419 - 420 ،
Lazard 235 - 236
: ( فردوسى گويد :
چنين داد پاسخ كه ايدون كنم * به افسون ز دل مهر بيرون كنم
مرحوم ملك ال شعر اء بهار در باب اين كلمه نوشته‌اند كه در نثرهاى كهن بجاى « چنين و اين‌جا » ايدون و ايدر ، به كار رفته و هر چه نسخه قديمىتر باشد كمتر لغات « چنين و اين‌جا » در ان ديده مىشود ولى در شعر گاهى بضرورت كلمات اخير استعمال شده است ؛ و نيز در معنى ايدون نظر شادروان بهار اينست كه « متأخران لفظ « ايدون » را بمعنى « اكنون و اين‌جا » آورده‌اند و اين تحول گويا قبل از مغول در عصر سلاجقه روى داده است ( سبك‌شناسى 1 / 419 - 420 ) . در هر حال ايدون درين جملهء كتاب به همان معنى اصلى و قديمى خود آمده .
قابوس نامه ( فارسى ) — صفحة 276 | عنصر المعالي كيكاووس بن اسكندر بن قابوس بن وشمگير / غلامحسين يوسفي