تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قابوس نامه ( فارسى ) — صفحة 279

مساهمون:

ص٢٧٩
مؤانست طلبى ؟ » ( ص 167 / 1 ) ؛ يا « با آنچه گويند : « در هر زيانى زيركيى است » لكن از وجه قياس آن موافق‌تر كه زيان ديگران ديده باشد و سود از تجارب ايشان برداشته شود » ( كليله و دمنه ، تصحيح مجتبى مينوى 41 / 15 ، نيز رك . ص 433 در فهرست لغات ) . در هداية المتعلمين نيز « ازيرا چه - ازيرا كه » هست : « ازيرا چه خواب اندامهاى اندرونين را تر كند » و در قصص الانبياء : « من دختر او را نخواهم زيرا چه من به عبادت مشغول خواهم گشت » (
Lazard 236
) ص 20 س 2 توانش : اسم مصدرست از توانستن مركب از : توان - ش ( پسوند ) : در برخى از ديگر آثار نظم و نثر نيز به كار رفته است : « پس مانندگى جستن بدايمى بفعل - يعنى آنچه به قوت است بفعل - باندازهء توانش آن بود كه وضعى سپس وضعى دايم بوجود آيد . . . » ( ابن سينا ، دانشنامهء علائى ، بخش دوم ، بتصحيح دكتر معين ص 150 ) . و يا :
سوى عالم نه سوى صاحب ظن * دانش جان به از توانش تن
( سنائى غزنوى ، فرهنگ سرورى ) مثال ديگر : « از پيش او گورى برخاست براق سيرت ، برق صورت ، باد رفتار ، آتش كردار ، آب گردش ، زمين توانش » ( ظهيرى سمرقندى ، سندباد نامه بتصحيح احمد آتش ، ص 252 ح ؛ شواهد از : دكتر معين ، اسم مصدر - حاصل مصدر 29 ) . در تاريخ بيهق آمده است : « در احياء علوم به مقدار توانش سعيى اختيار كرده آيد » ( ص 3 ) ، « بيان كرده آمده است به مقدار توانش و دانش » ( ص 54 ) . ص 20 س 11 ليس الخبر كالمعاينة : نظير : شنيدن كى بود مانند ديدن ؟ ( رك . ميدانى ، مجمع الامثال 589 و الجامع الصغير 2 / 112 ) . فرخى گويد :
گفتم به علم و عدل چنو هيچ شه بود ؟ * گفتا : خبر برابر بوده است با عيان ؟
( فرخى ، ديوان 272 ، نيز 368 ) ناصر خسرو گفته است :
اى كرده قال و قيل ترا شيدا * هيچ از خبر شدت بعيان پيدا ؟
( ناصر خسرو ، ديوان 28 ) در مثنوى مولوى نيز آمده :
من همىدانستمت بىامتحان * ليك كى باشد خبر همچون عيان
( مولوى ، مثنوى علاء الدوله 330 س 29 ، نقل از فروزانفر ، احاديث مثنوى 109 ) براى شواهد بيشتر ، رك . امثال و حكم 1 / 123 ، 3 / 1374 . ص 20 س 13 جهان‌ديدگان را و ناديدگان : بنا به نظر آقاى سعيد نفيسى گويا اين بيت هم از