تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قابوس نامه ( فارسى ) — صفحة 258

مساهمون:

ص٢٥٨
زيرا كه هر دو « 1 » هنر جسمانى « 1 » و روحانى درو بود و هنر جسمانى راستى [ و ] « 2 » معرفتست و هنر روحانى ( 92 ر ) دانش . و اگر پوشيده ماند بر تو كه چرا دانش را از بر « 3 » معرفت جاى دادند « 4 » و چرا دانش « 5 » را بر شناسنده بيشى گفتم بر تو بگشايم : بدانكه معرفت را پارسى شناخت « 6 » است ، چنان بود كه چيزى از حدّ بيگانگان « 7 » در به دو « 8 » آشنايى آرى و پارسى علم دانش بود و حقيقت دانش آن بود كه آشنا و بيگانه را در آشنايى و بيگانگى بتمامى بشناسى تا درجات نيك و درجات « 9 » بد بدانى . و چنان دان كه تمامى دانش در همه چيزى پنج گونه است : ايشيّت و كيفيّت و كميّت و لميّت و سبب يعنى كه چيستى و چونى و چندى و چرايى و بهانه . چيستى چنان بود كه گويى : فلان را شناسم كه كيست و چيست و اين معرفت بود ؛ بهايم با آدمى بدين معرفت شريكست از انكه او عدوّ « 10 » و بچهء خويش را شناسد و آدمى همچنين و لكن چون در آدمى دانش زيادت آمد چيستى را با چگونگى و چندى و چرايى و بهانه آدمى بدانست ، نبينى كه چون بهايم را آتش اندر « 11 » جايى كنى كه خورش‌گاه او بود تا سر به دو نكند و رنج آتش به دو نرسد دور نشود از انچه « 12 » او آتش را بچيستى بشناسد نه بچگونگى ، آدمى چيستى و چگونگى بداند . پس حقيقت شد كه دانش از بر « 13 » معرفت است وزين سبب را گفتم كه هر كرا كمال دانش بود وى پيغامبرى بود از انكه پيغامبران را بر ما چندان شرفست كه ما را بر بهايم زيرا كه بهايم را شناس چيستى است « 14 » و آدمى را چگونگى و چرايى « 15 » و چندى و پيغامبران را
هامش
( 1 ) ، نسخهء اساس : جسد جسمانى ؛ ل و پ : هنر جسدانى ؛ ن : تفسير جسدانى ؛ ب : چيز جسدانى ، در متن بقياس ل اصلاح شد ( 2 ) - بقياس ن و ب افزوده شد ( 3 ) - ن : زبر ( 4 ) - نسخهء ل از « درو بود . . . » تا اينجا ، ندارد ( 5 ) - ل و ن نيز : دانش ؛ ب : دانشى . ظاهرا ضبط نسخهء ب متناسب‌ترست ( 6 ) - ل و ن و ب : شناختن ( 7 ) - ل و ب و پ : بيگانگى ( 8 ) ، ن و پ : بدر ؛ ب : در ( 9 ) - ل : دركات ( 10 ) - ل و ن و ب : غذا ؛ پ : عذار بچه ( 11 ) - ل و ن و ب و پ : در ( 12 ) - بمعنى از انكه ( 13 ) - ن و پ زبر ؛ ل : بالاى ؛ : بر از ( 14 ) - ل و ن و ب و پ افزوده : و بس ( 15 ) - ل و ن و ب « چرايى » ندارد
قابوس نامه ( فارسى ) — صفحة 258 | عنصر المعالي كيكاووس بن اسكندر بن قابوس بن وشمگير / غلامحسين يوسفي