تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قابوس نامه ( فارسى ) — صفحة 257

مساهمون:

ص٢٥٧
در افتد ، بنشيند بر جاى و هيچ سخن نگويد تا « 1 » خود كار ايشان « 1 » بصلاح باز آرند . و در ميان صوفيان وكيل خداى نباشد ، چنان كه گويد : وقت نمازست يا گويد « 2 » تا نماز كنيم ، باعث طاعت نباشد كه ايشان مستغنىاند از طاعت فرمودن « 3 » كسى « 4 » كه ايشان خود مترصدند مر اوقات طاعت را « 5 » . و در ميان ايشان بسيار نخندد « 6 » و نيز گران جانى نكند و ترش روى نباشد كه چنين كس را پاى افزار نهند « 7 » . و اگر وقتى طعام شيرين يابد « 8 » اگر چه اندك باشد پيش ايشان برد و بعذر اندكى گويد : هر چند كم بود نخواستم كه رسنى « 9 » كنم كه حلوا بصوفيان سزاوارتر و من درين معنى دو بيتى گفته‌ام : شعر
من صوفيم اى روى تو از خوبان فرد * هر كس داند پير و جوان و زن و مرد
حلواست لب سرخ تو از شيرينى * حلوات به كار « 10 » صوفيان بايد كرد
هر گه كه چنين كنى تمام راستى و جوانمردى « 11 » بجاى آورده باشى كه شرط راستى و جوانمردى « 11 » اينست كه گفتم . امّا آن گروه كه ايشان را از صورت مردمى تن و جان « 12 » و حواس رسيد يعنى كه جوانمردى و راستى و دانش آن پيغامبران‌اند عليهم السلام از انكه هر جسدى كه درو اين سه صفت موجود بود ناچاره « 13 » پيغامبرى مرسل بود يا وصى يا حكيم
هامش
( 1 ) ، ل : خود ايشان كار خويش : ن و پ : ايشان خود كار خود ؛ ب : خود ايشان كار خود ( 2 ) - ل افزوده : خيزيد ؛ ن : برخيزيد ؛ ب : خيزيم ؛ پ : خيزيت نماز كنيت يا نماز كنيم ( 3 ) ، ل و ب : تا گران نشود ( 4 ) ، ن : ندارد ( 5 ) ، ن : ندارد ( 6 ) - ل و ن و ب و پ : نخندد ؛ نسخهء اساس : نخورد ؛ بقياس ديگر نسخه‌ها و جملهء بعد ، اصلاح شد ( 7 ) - ل و ن و پ : خوانند ( 8 ) - در اصل : بايد ، بقياس ل و ن و ب و پ اصلاح شد ( 9 ) - در اصل چنين است ؛ پ : بخواستم كه رستى كنم ؛ ل : نخواستم كه زشتى كنم ؛ ب : نخواستم كه زشتى كنم ؛ ن : نخواستم كه رسى كنم ؛ رك . ص 255 / 1 ح و تعليقات ( 10 ) - ل و ن و ب : حلوا در كار ( 11 ) - ل و ن و ب افزوده : محبان ( 12 ) - در اصل : بجان ، بقياس ل و ن و ب اصلاح شد ( 13 ) - ل و ب ناچار