و حقشناسى و پاك جامگى و بسيار سلاحى در سپاهى بايد كه بيش بود اما « 1 » زبان - دوستى و خويشتن دوستى « 1 » و خدومى « 2 » و سرافگندگى « 3 » در سپاهى هنرست و در عيار عيب است .
اما جوانمردى مردمان بازارى را هم در شرط است و لكن اين فصل در باب پيشهورى ياد كردهام . « 4 » شرط جوانمردى بازاريان آنست كه گفتم ، بتكرار كردن حاجت نيفتد « 4 » .
اما آن گروه كه ايشان را از صورت مردمى تن و جان رسيد گفتيم كه خداوندان معرفت « 5 » ديناند و فقراى تصوف ( 89 ر ) كه مردمى ايشان را معرفت است و ورع ، و اين قوم را جوانمردى بيش از همه كس است زيرا كه جوانمردى « 6 » تن صورت است و راستى جان و ايشان را جان هست يعنى كه راستى ، پس از حق ادب اين گروه « 7 » آناناند كه « 7 » خداوندان معرفت ديناند چون « 8 » علما را جوانمرد « 8 » آن بود كه اين همه صفتها اندرو بود : يكى آنكه گفتار با ورع دارد و پسنديده هم چنان كه كردار با « 9 » ورع پسنديده دارد . و اندر « 10 » دين متعصب بود و از ريا برى بود و هرگز خشمگن نهشود جز براى دين و از بهر نفاق دين « 11 » پردهء كس ندرد و عادت نكند فتويهاى بد و سنّتهاى بد ننهد خلق را تا بدان سنّت
هامش
( 1 - 1 ) ، ل : زيان خود و سود دوست ؛ ن : زنان ( در اصل بىنقطه ) دوستى و خويشتندارى ؛ ب : زيان دوستى و خود دوستى ؛ پ : زنان دوستى و خويشتن دوستى ، رك . تعليقات
( 2 ) - ن : جرومى
( 3 ) - ل افزوده : و متواضعى
( 4 - 4 ) ، ن : ندارد
( 5 ) - ل افزوده : و
( 6 ) - ل « جوانمردى » ندارد
( 7 - 7 ) ، ل : آناناند كه ؛ ن : از ؛ ب : آنان كه ؛ نسخهء اساس : از انكه ، چون معنى جمله مشوش بود بقياس ل اصلاح شد . شايد نسخهء اساس نظير چاپ هدايت بوده : از حق ادب اين گروه مگذر از انكه . . .
( 8 - 8 ) ، ن و ب و پ : علما با مردمى ؛ ل : علما و مردمى ؛ ظاهرا « را » در نسخهء اساس زايد مىنمايد اگر چه بنوعى مفيد معنى تواند بود
( 9 ) - ل افزوده : معنى و ؛ درين قسمت ترتيب جملهها در نسخهء ل با نسخهء اساس و ن و ب فرق دارد
( 10 ) - ن : در
( 11 ) - ل : از بهر عرض خويش ( شايد : غرض خويش ) عرض هم مفيد معنى است .