باشى از پيشه وران بازار از هر پيشهاى كه باشى زود كار و استوده كار « 1 » باش تا حريفانت « 2 » بسيار باشند و بوقت كار كار به از ان كن كه همپيشگان تو كنند . و بكممايه سود قناعت - كن كه تا بيك بار ده يازده كنى دو بار ده نيم توان كردن ، پس حريف را « 3 » مگريزان بمكاس « 4 » و لجاج بسيار تا در پيشهورى مرزوق باشى و مردم بيشتر ستد و داد با تو كنند ، تا چيزى همىفروشى با خريدار بدوست و بجان برادر و بار خداى گفتن و تواضع نمودن تقصير مكن تا از تلطف تو خريدار از مكاس « 5 » كردن شرم دارد و مقصود تو حاصل شود و چون چنين كنى بسيار حريف « 6 » باشى « 7 » و ناچاره محسود ديگر - پيشه وران باشى و در بازار مشهورتر و معروفتر همپيشگان باشى « 7 » . اما عادت كن راست گفتن « 8 » و از بخل پرهيز كن و لكن تصرف را كاربند « 9 » و بر فرودتر « 10 » خود ببخشاى و بدان كس كه برتر از تو باشد نيازمند باش و زبون گير مباش و با زنان و كودكان در معامله فزونى مجوى و از غريبان بيشى مخواه « 11 » ، شرمگينى را كه بسيار مكاس « 12 » نه [ باشد ] « 13 » يارى كن و مستحق را نيكو دار و [ با ] « 14 » پادشاه خويش راستى كن و لكن به خدمت پادشاه حريص مباش « 15 » . و با هنبازان « 16 » خيانت مكن بهر صناعتى كه كنى « 17 » بد و مزوّر مكن « 17 » ، از بهر كارشناس و ناكارشناس كار يكسان كن ، تقى « 18 » باش و اگر دست گاهت باشد قرض دادن بغنيمت شناس . و سوگند بدروغ مخور و زنا مكن « 19 » و سخت معاملت مباش
هامش
( 1 ) - در همه نسخهها : ستوده كار است و اگر « استوده » تلفظى از ستوده نباشد اشتباه كاتب است
( 2 ) - ن : تا خريدار
( 3 ) - ل و ب « را » ندارد ؛ ن : خريدار
( 4 ) - ل : بمكيس
( 5 ) - ل : مكيس
( 6 ) - ن : خريدار
( 7 - 7 ) ، ل : ندارد
( 8 ) - ل و ن افزوده : خاصه برخريده
( 9 ) - ن : تصرف نگاهدار
( 10 ) - ل و پ : فروتر ؛ ن : فرودستتر
( 11 ) - ل افزوده : و شرمگينى مكن كه بسيار بود كه شرم ترا زيان كار بود و
( 12 ) - ل : مكيس
( 13 ) - بقياس ل افزوده شد
( 14 ) - بقياس ن افزوده شد و بقرينهء جملهء بعد
( 14 - 15 ) ، ل : و با سوقيان سوقى باش به سنگ و ترازوى راست و با عيال خود دو دل و دو كيسه مباش ؛ پ نيز برخى ازين جملهها را دارد
( 15 ) - ن افزوده : و با لشكريان مخالطت مكن و با صوفيان صوفى صافى باش و سنگ و ترازو راست دار و با عيال خود دو دل و دو كيسه مباش
( 16 ) - ل و پ : انبازان ؛ ن : همبازان
( 17 - 17 ) ، ن : ندارد
( 18 ) - ن و پ : متقى
( 19 ) - ل : و ربا مده ؛ ن : و از ربوا خوردن دور باش ؛ پ ، و از زنا دور باش